شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧ - ب - معناى ظاهر و باطن قرآن
ب- معناى ظاهر و باطن قرآن
نياز به تفسير و تأويل قرآن
١٤٦٩. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: [قرآن] كتابى است كه در آن، تفصيل و بيان و تحصيل [حقايق] است.
سخن قاطع است و شوخى نيست. ظاهر و باطن دارد. ظاهرش حكم است و باطنش علم. ظاهرش زيباست و باطنش ژرف. ستارگانى دارد و ستارگانش ستارگانى دارند. شگفتىهايش به شماره نمىآيند و غرايبش كهنه نمىشوند. در آن، چراغهاى هدايت و فانوسهاى حكمت اند و براى كسى كه صفتشناس باشد، راهنماى شناخت است.
١٤٧٠. امام على عليه السلام: هيچ آيهاى نيست، مگر آن كه چهار معنا دارد: ظاهر و باطن و حد و مُطَّلَع. ظاهر، تلاوت است. باطن، فهميدن است. حد، احكام حلال و حرام است و مُطَّلَع، آنچه خداوند با آن آيه از بنده خواسته است.[١]
١٤٧١. امام على عليه السلام- در يادكرد از قرآن-: ظاهر آن، عملى واجب، و باطنش علمى نهفته و در پرده است؛ ليكن در نزد ما معلوم و نبشته است.
١٤٧٢. بصائر الدرجات- به نقل از فضيل بن يسار-: از امام باقر عليه السلام در باره اين روايت كه: «هيچ آيهاى از قرآن نيست، مگر آن كه ظاهرى دارد و باطنى» پرسيدم.
فرمود: «ظاهرش همان تنزيل آن است، و باطنش، تأويل آن، كه چيزهايى از آن قبلًا تحقّق يافته است و چيزهايى از آن، هنوز تحقّق نيافته است، [هميشه] جارى است همان گونه كه خورشيد و ماه جريان دارند.
هر گاه تأويل چيزى از آن فرا رسد، براى مردگان، چنان خواهد بود كه براى
[١]. علّامه طباطبايى رحمه الله مىگويد: مراد از تلاوت، آن چيزى است كه ظاهر لفظ بر آن دلالت دارد، به دليل آن كه امام عليه السلام ظاهر را از اقسام معانى شمرده است. مراد از فهم- كه امام عليه السلام باطن را به آن تفسير كرد-، معناى باطنى آن ظاهر است. مراد از سخن ايشان كه:« حد، احكام حلال و حرام است»، ظاهر معارف الهى است كه در حدّ ابتدايى يا متوسّط از قرآن دريافت مىشود، در مقابل مُطّلع كه مرتبه عالى اين دريافت است. نيز ممكن است بگوييم كه حد و مُطّلع، دو امر نسبى هستند، همچنان كه ظاهر و باطن- چنان كه پيشتر گفتيم- نسبى هستند. بنا بر اين، هر مرتبه بالاتر نسبت به پايينترش، مطّلع است.