شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢ - واژهشناسى«تأويل»
عائشه كه گفته است: پيامبر صلى الله عليه و آله كه فراوان در ركوع و سجودش مىگفت:
«سُبحانَكَ اللَّهُمَّ و بِحَمدِكَ» آيه قرآن را تأويل كرده است. منظور عايشه اين است كه اين ذكر را از آيه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ» گرفته است.
٥. برخى بر اين باورند كه «تأويل» سخن، سرانجام آن و چيزى است كه سخن به آن باز مىگردد. ابن فارس مىگويد:
تَأويلُ الكَلامِ، و هُوَ عاقِبَتُهُ وما يَؤُولُ إلَيهِ و ذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ»[١]، يَقولُ: ما يَؤُولُ إلَيهِ في وَقتِ بَعثِهِم و نُشورِهِم.[٢] تأؤيل كلام، سرانجام آن است و آنچه به آن مىانجامد. و اين، همان گفته خداوند متعال است: هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ؛ آيا جز سرانجام آن را منتظرند؟ مىگويد: آنچه هنگام برانگيختن و جمع شدن آنها، به آن مىرسد.
٦. برخى مىگويند: «تأويل» عبارت است از بازگرداندن سخن به هدف مقصود از آن، خواه علم باشد يا فعل. راغب مىنويسد:
التَّأويلُ مِنَ الأولِ، أي: الرَّجوعِ إلَى الأصلِ و مِنهُ: المَوئِلُ لِلمَوضِعِ الَّذى يُرجَعُ إلَيهِ و ذلِكَ هُوَ رَدُّ الشَّيءِ إلَى الغايَةِ المُرادَةِ مِنهُ، عِلماً كانَ أو فِعلًا.[٣] تأويل از «اوْل» به معناى رجوع به اصل است. از همين ماده است «موئل»، يعنى جايى كه به آن برمىگردند. و اين، يعنى برگرداندن چيز به نهايتى كه منظور آن چيز است، علم باشد يا فعل.
٧. و سر انجام برخى «تأويل» را به «رؤيا» تفسير كردهاند: ابو عبيده مىگويد:
التَّأويلُ عِبارَةٌ عَن الرُّؤيا. وفِي التَّنزيلِ العَزيزِ: «هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ»[٤].
تأويل، تعبير رؤيا است. در قرآن عزيز آمده است: اين است تأويل رؤيايى كه پيشتر ديده بودم.
[١]. اعراف: آيه ٥٣.
[٢]. معجم مقاييس اللغة: مادّه« أول».
[٣]. مفردات ألفاظ قرآن: ص ٩٩.
[٤]. يوسف: آيه ١٠٠.