شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ٥/ ٥ بىنيازى جستن از استواران در دانش
معناى آنها را نفهميدند و حقيقت آنها را نشناختند. از اين رو، از پيش خود و با آراى خويش، آنها را تأويل كردند و بدين سان، خود را از سؤال كردن از اوصيا بىنياز دانستند و سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را پشت سرشان انداختند.
١٧١٥. امام رضا عليه السلام- به على بن محمّد بن جهم-: كتاب خدا را با رأى خود، تأويل [و توجيه] مكن؛ چرا كه خداوند مىفرمايد: «تأويل آن را كسى نمىداند، مگر خدا و ريشهداران».
١٧١٦. امام على عليه السلام: زنهار كه قرآن را با رأى خود، تفسير كنى؛ بلكه بايد آن را از عالمان [به آن]، فرا گيرى؛ زيرا بسا آيهاى كه شبيه كلام بشر است، در حالى كه كلام خداست و تأويل آن، شبيه كلام بشر نيست، همچنان كه چيزى از آفريدگان او، شبيه او نيست.
فعل او- تبارك و تعالى- نيز شبيه چيزى از افعال بشر نيست. همچنين چيزى از كلام او به كلام بشر، شباهتى ندارد؛ زيرا كلام خداوند- تبارك و تعالى- صفت اوست، در حالى كه كلامِ بشر، فعل آنهاست. پس كلام خدا را به كلام بشر، تشبيه مكن كه هلاك و گمراه مىشوى.