شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٦ - جمعبندى و نتيجهگيرى
و هماهنگى قرآن است و تفسير بدون استمداد از ساير آيات قرآنى از قبيل «جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ»[١] يعنى پارهپاره كردن پيكر واحد و منسجم قرآن خواهد بود.[٢]
٥. در بسيارى از مواردِ ضرب قرآن به قرآن، ضارب بدون دانش لازم و با نگاهى سطحى به تجزيه و تحليل آيات مىپردازد و آيات را در برابر هم قرار مىدهد و در مواردى حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مىكند. در حالىكه در چنين مواردى به تصريح روايات بايد به اهل دانش قرآن مراجعه كرد:
وَ ما جَهِلْتُم مِنهُ فَرُدُّوهُ إلى عالِمِه.[٣]
هر چه از آن نمىدانيد، به داناى آن ارجاع دهيد.
٦. بر پايه برخى از روايات، ضرب قرآن به قرآن، از مصاديق جدال در قرآن است.[٤] مجادله در قرآن، يا به معناى جدال در عدم حقّانيت قرآن است و از كافران جهت ردّ قرآن سر مىزند،[٥] يا به معناى جدال در معانى قرآن است كه از جاهلان صادر مىشود و در هر صورت در روايات از آن نهى شده است:
لا تُجادِلوا فِى القُرآنِ فَإِنَّ جِدالًا فيهِ كُفرٌ.[٦]
در قرآن مجادله نكنيد؛ زيرا جدال كردن در آن، كفر است.
٧. بر اساس برخى از آرا، ضرب قرآن به قرآن از مصاديق تفسير به رأى شمرده شده است.[٧] از آن جا كه تفسير به رأى، به معناى اعمال رأى و نظر و تحميل آن بر آيات است، به ظاهر با ضرب قرآن به قرآن متفاوت است؛ اما حقيقت اين است كه
[١]. حجر: آيه ٩١.
[٢]. تفسير تسنيم: ج ١ ص ٩٩.
[٣]. مسند ابن حنبل: ج ٢ ص ١٨٥.
[٤]. المعجم الاوسط: ج ١ ص ١٦٥؛ فيض القدير: ج ١ ص ١٦٥.
[٥]. ر. ك: تفسير العياشى: ج ١ ص ١٨؛ المصنف ابن ابى شيبة: ج ٧ ص ١٨٨؛ بحار الأنوار: ج ٨٩ ص ٣٩.
[٦]. ر. ك: ص ٣٢٢ ح ١٧٦٦.
[٧]. منية المريد: ص ٣٦٩؛ تفسير العياشى: ج ١ ص ١٨.