شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥ - جمعبندى و نتيجهگيرى
است. بنا بر اين، شمارى از مفاهيم ديگرى كه در تبيين ضرب قرآن به قرآن گفته شده از لوازم تكذيب آيات با آيات اند.
٢. بىترديد ضرب قرآن به قرآن، به معناى تفسير قرآن به قرآن نيست؛ زيرا كشف مراد متكلم از طريق ديگر سخنان او، روشى عقلايى است و مفسران متون مقدّس نيز از اين روش بهره بردهاند.[١] افزون بر اين كه در تفسير قرآن به قرآن، مفسر با كمك ساير آيات در پى كشف معناى كلام الهى و تصديق برخى آيات با آيات ديگر است، در حالىكه در ضرب قرآن به قرآن، عامدانه يا جاهلانه در صدد تكذيب قرآن است.
٣. بر اساس روايات فراوان از جمله روايات پيشگفته، آيات قرآن يكديگر را تصديق مىكنند و به استناد آيه ٨٢ نساء يكى از وجوه اعجاز قرآن نبودِ تناقض و اختلاف در آن است:
«وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.
اگر از جانب غير خدا بود، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند».
بنا بر اين كسى كه در صدد اثبات وجود تناقض در قرآن است و آيات را در برابر هم قرار مىدهد، از روى عمد يا جهل در پى بطلان اعجاز قرآن كريم و ترديد در نبوّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است و از همين روست كه چنين شخصى در روايات، كافر دانسته شده است:
«ما ضَرَبَ رَجُلٌ القُرآنَ بَعضَهُ بِبَعضٍ إلّاكَفَرَ».[٢]
٤. قرآن كريم مجموعهاى هماهنگ است. بنا بر اين، تمسّك به آيهاى بدون رجوع به آيات شارح و مفسّر و نيز بدون توجه به سياق، مستلزم خارج ساختن آن آيه از جايگاه خاصّ آن است. بر اين اساس، تفسير قرآن به قرآن مايه حفظ انسجام
[١]. ر. ك: ساختار و تأويل متن: ص ٥٠٢.
[٢]. ر. ك: ص ٣٢٢ ح ١٧٧٠.