شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - كاربرد كلمه«تفسير» در قرآن
به نظر مىرسد همه آنچه در تعريف و تبيين مفهوم «تأويل» بدان اشاره شد صحيح است؛ ولى در واقع، شمارى از اين معانى، مصداق «تأويل» اند، نه مفهوم آن. مىتوان گفت: مفهوم واقعى «تأويلِ» كلام، با توجه به ريشه لغوى آن، بيان مراد و مقصود واقعى متكلم از آن است، و اين معنا چيزى جز تفسير و ايضاح و آشكار كردن معناى پنهان لفظ نيست، بنا بر اين، «تفسير» و «تأويل» در اصل هر دو به يك معنا هستند، اما آشكار كردن معناى پنهان لفظ و بيان مقصود واقعى متكلم، داراى مراتب و گونههاى مختلف است؛ زيرا لفظ، گاه يك معنا دارد، و گاه چند معنا؛ گاه فهم مقصود متكلم، بدون قرينه قابل فهم است، و گاه فهم آن نياز به قرينه دارد؛ گاه مقصود متكلم، مفهوم ذهنى و علمى، و گاه مفهوم عينى و رويداد خارجى است.
واژهشناسى «تنزيل»
واژه «تنزيل» از ريشه «ن ز ل» به معناى فرو فرستادن، فرود آوردن، و مرتب كردن چيزى و در جايگاه خود قرار دادن آن است، ابن فارس در اين باره مىگويد:
النّونُ، والزّاءُ و اللّامُ كَلِمَةٌ صَحيحَةٌ تَدُلُّ عَلى هُبوطِ شَيءٍ و وُقوعِهِ ... وَ التَّنزيلُ تَرتيبُ الشَّيءِ و وَضعُهُ مَنزِلَهُ.[١] نون و زاء و لام، كلمه صحيحى است كه دلالت بر فرود آمدن و افتادن چيزى مىكند ... تنزيل، مرتب كردن چيز و قرار دادن آن در جاى خود است.
كاربرد كلمه «تفسير» در قرآن
كلمه «تفسير» تنها يك بار در قرآن، آن هم در مفهوم لغوى اين واژه به كار رفته است:
«وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً.[٢] براى تو مثلى نياوردند، مگر آن كه ما حق را با نيكوترين تفسير برايت آورديم».
[١]. معجم مقاييس اللغة: ج ٥ ص ٤١٧.
[٢]. فرقان: آيه ٣٣.