شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠ - فرق ميان«تأويل» و«تنزيل»
أبو بكرٍ وعُمَرُ، فَقالَ: لا، ولكِنَّهُ خاصِفُ النَّعلِ.[١]
كسى از شما بر سرِ" تأويل" اين قرآن خواهد جنگيد، چنان كه من بر" تنزيل" آن جنگيدم. ما سرمان را بالا آورديم [ببينيم مقصود كيست] و در ميان ما ابو بكر و عمر نيز بودند. آن گاه فرمود: « [شما] نه؛ بلكه آن وصله كننده كفش [بر سرِ تأويل مىجنگد]».
ما نزد على عليه السلام آمديم تا به او مژده دهيم، اما او چنان برخورد كرد كه گويا قبلًا اين مطالب را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بود.[٢] گفتنى است كه اين سخن، در منابع شيعه و سنّى مكرر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است.[٣] اكنون بايد ديد كه مقصود از «تنزيل قرآن» در برابر تأويل آن چيست؟
مقتضاى آنچه در تبيين واژه «تنزيل» و «تأويل» و كاربرد قرآنى آنها گذشت، اين است كه مقصود از «تنزيل»، ظاهر قرآن و مقصود از «تأويل» باطن قرآن است، جالب توجه است كه در روايتى از امام باقر عليه السلام به اين معنا تصريح شده است:
ظَهرُهُ تَنزيلُهُ، وبَطنُهُ تَأويلُهُ، مِنهُ ما قَد مَضى، ومِنهُ ما لَم يَكُن ...[٤]
ظاهرش همان تنزيل آن است، و باطنش، تأويل آن، چيزهايى از آن قبلًا تحقّق يافته است و چيزهايى از آن، هنوز تحقّق نيافته است.
و در روايتى ديگر آمده:
إنَّ القُرآنَ لَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ، فَجَميعُ ما حَرَّمَ اللَّهُ فِي القُرآنِ هُوَ الظّاهِرُ، وَالباطِنُ مِن ذلِكَ أئِمَّةُ الجَورِ، وجَميعُ ما أحَلَّ اللَّهُ تَعالى فِي الكِتابِ هُوَ الظّاهِرُ، وَالباطِنُ مِن ذلِكَ أئِمَّةُ الحَقِّ.[٥]
[١]. دانشنامه امير المؤمنين عليه السلام: ج ٤ ص ٤٥٢ ح ٢٠٣٢.
[٢]. ر. ك: مسند ابن حنبل: ج ٣ ص ٨٢.
[٣]. دانشنامه اميرالمؤمنين عليه السلام: ج ١٠ ص ٥٤٦- ٥٦٥( فصل سوم: انواع دانشهاى امام/ دانش كتاب و قرآنشناسى).
[٤]. ر. ك: ص ٢٦ ح ١٤٧٢.
[٥]. ر. ك: ص ٣٤ ح ١٤٨٤.