شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣ - ٢/ ٤ استواران در دانش و در شناخت تأويل
١٥٢١. امام على عليه السلام: در باره هيچ آيهاى از كتاب خدا و هيچ سنّتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از من نمىپرسيد، مگر اين كه شما را از آن خبر مىدهم.
١٥٢٢. امام على عليه السلام: از من از كتاب خدا بپرسيد؛ زيرا هيچ آيهاى نيست، مگر اين كه مىدانم در شب، نازل شده يا در روز، در دشت، نازل شده يا در كوه.
١٥٢٣. امام على عليه السلام: نامها، داورى ميان بندگان، تفسير كتاب [خدا]، و تقسيم درست غنايم ميان آدميان، به من آموخته شده است. هيچ موردى از علم نيست، مگر اين كه خداوند بزرگ، آن را به من آموخت.
١٥٢٤. امام على عليه السلام: ميان دو جلد [قرآن]، چيزى نيست كه من آن را ندانم.
١٥٢٥. امام على عليه السلام: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جاندار را آفريد، اگر از آيه آيه [ى قرآن] از من بپرسيد كه در شب، نازل شده يا در روز، مكّى است يا مدنى، در سفر، نازل شده يا در حَضَر، ناسخ است يا منسوخ، محكم است يا متشابه، تأويلش چيست و تنزيلش كدام است، هر آينه شما را از آن آگاه مىسازم.
١٥٢٦. امام على عليه السلام: به من فهم كتاب، و فصل الخطاب، و علم گذشتگان و اسباب،[١] داده شدهاست.
[١]. شايد مراد از« اسباب» در اين جا، هر وسيلهاى است كه براى رسيدن به چيزى استفاده مىشود؛ يعنىشناخت وسيلههايى كه از طريق آنها مىتوان به كارهاى بزرگ، دست زد. شايد هم واژه« اسباب» را بايد« انساب» خواند كه مراد، شناخت تبارها و خاندانهاست( الأمالى، مفيد: ص ٦ ح ٣/ پانوشت مصحّح).