شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - ١/ ١ گونههاى آيات قرآن
١٤٤٥. تنبيه الغافلين: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى مردم! خداوند در قرآن استوار خود، آنچه را برايتان حلال شمرده و آنچه را بر شما حرام ساخته، و آنچه را كه انجام مىدهيد و آنچه را كه از آن خوددارى مىكنيد، برايتان بيان فرموده است. پس حلال آن را حلال شماريد، و حرامش را حرام بداريد، و به متشابه آن، ايمان داشته باشيد، و به محكماتش عمل كنيد، و از مثالهايش عبرت بگيريد». ايشان سپس سرش را به طرف آسمان، بلند كرد و گفت:
«بار خدايا! آيا ابلاغ كردم؟ پس گواه باش».
١٤٤٦. امام على عليه السلام- در سخنانى كه در آن از قرآن كريم، ياد مىكند-: كتابِ پروردگارتان را در ميان شما بر جاى نهاد كه بيانگر حلال و حرام او، و واجبات و مستحبّاتش، و ناسخ و منسوخش، و رخصتها[١] و فرمانهايش، و خاص و عامّش، و پندها و مَثَلهايش، و مطلق و مقيّدش، و محكم و متشابهش است. مجملاتش را [خود،] توضيح مىدهد، و پيچيدههايش را روشن مىسازد. دانستن برخى از مطالب آن (قرآن) بر بندگان، وظيفه است، و به دانستن برخى ديگر [مانند حروف آغازين سورهها] ملزم نيستند. برخى احكام هستند كه وجوب آنها در كتاب (قرآن) بيان شده؛ ولى منسوخ شدن آن از سنّت [پيامبر صلى الله عليه و آله]، معلوم مىشود، و برخى از كارها هستند كه انجام دادن آنها در سنّت، واجب گشته؛ امّا در كتاب، تركشان مُجاز شمرده شده است، و برخى احكام هستند كه در زمان خاصّ خود، واجب بوده؛ ولى بعدها [وجوب آنها] برداشته شده است. [قرآن] حرامها و [گناهان] را دو دسته كرده است: بزرگ- كه بر آنها وعده آتش داده- و كوچك- كه آمرزش خود را براى آنها اختصاص داده است-. همچنين امورى هست كه حدّ اقلِ آن پذيرفته است و حدّ اكثر آن هم مُجاز است.[٢]
١٤٤٧. امام على عليه السلام: مردم در [آيات] متشابه، به هلاكت افتادند؛ چون بر معناى آن [آيات]، واقف نگشتند و حقيقت آن را نشناختند. از اين رو، با آراى شخصى خود، آن را تأويل كردند و بدين سان، خود را از رجوع به اوصيا و پرسيدن از آنها بىنياز دانستند و سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را پشت سرشان انداختند.
[١]. مانند آيه تيمّم:« و اگر بيماريد، يا در سفريد، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد، يا با زنان آميزشكردهايد و آب نيافتهايد، پس بر خاكى پاك تيمّم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد»( نساء: آيه ٤٣).
[٢]. مثلًا در كفّاره سوگند، غذا دادن به ده فقير- كه حدّ اقل و سبُكترين كفّاره است-، پذيرفته است؛ ولى در عين حال، انسان، مُجاز است كه به اين حدّ اقل اكتفا نكند؛ بلكه به ده نفر پوشاك دهد.