مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٢ - اما تحریفات معنوی
مِکمَل و مسلَّح پیدا شد، مرکبی کوه پیکر سوار بود، خُود عادی [١] فولاد بر سرنهاده و سپر مدوّر به سر کتف در آورده و تیغ یمانی جوهردار چون برق لامع حمایل کرده و نیزه هجده ذرعی (!) دردست گرفته و سایر اسباب حرب را بر خود آراسته کالْبَرْقِ اللّامِعِ وَالْبَدْرِ السّاطِع به میان میدان رسید و بعد از طرید و جولان [٢] روی به سپاه مخالف کرد و گفت: هرکه مرا نشناسد بشناسد: منمهاشم بن عتبة بن أبی وقّاص پسر عمّ عمرسعد. پس روی به امام حسین کرد و گفت: السّلامُ عَلَیک یا ابا عَبْدِاللَّه اگر پسر عمّم عمرسعد ...».
١٠. در صفحه ١٦٦ اشاره میکند به کتابهای برغانیهای قزوینی که مشتمل بر برخی اکاذیب است.
١١. در صفحه ١٦٧ میگوید:
«در ایام مجاورت کربلا و استفاده از محضر علامه عصر شیخ عبدالحسین طهرانی، سید عرب روضه خوانی از «حِلّه» آمد و پدرش از این طایفه بود و اجزاء (جمع جزوه) کهنهای از میراث پدر داشت. اول و آخر نداشت. در حاشیهاش نوشته بود از تألیفات فلان عالم از علمای جبل عامل از شاگردان صاحب معالم است. غرض، آن سید استعلام حال آن کتاب نمود. مرحوم شیخ عبدالحسین اولًا در احوال آن عالم کتابی در مقتل نیافت؛ ثانیاً خود کتاب را مطالعه کرد و دید آنقدر اکاذیب دارد که ممکن نیست از عالمی باشد. لذا آن سید را نهی کرد از نشر و نقل از آن. ولی بعد همین کتاب به دست مرحوم دربندی افتاد و مطالب آن را در کتاب اسرارالشهادة نقل کرد و بر عدد اخبار واهیه مجعوله بیشمار آن افزود.».
در اسرارالشهادة [٣] مینویسد: عدد لشکریان کوفه به ششصدهزار سواره و دو
[١]. کذا [یعنی مطلب مبهم است.][٢]. تعبیر به «طرید و جولان» در روضة الشهداء کاشفی نیز آمده است.[٣]. دو سه روز قبل از محرم امسال (١٣٨٩ قمری) به مناسبت اینکه میخواستم در اطراف «تحریفات در واقعه تاریخی کربلا» بحث کنم، به وسیله تلفن از آقای [علی اکبر] غفاری مدیر مؤسسه کتابفروشی صدوق دروغترین کتابهای مقتل را خواستم. نظر هر دو نفر به اسرارالشهادة بود. آقای غفاری این کتاب را نداشت و قول داد تهیه کند، اما بعد از دو سه روز تلفن کرد که از هر کتابفروش خواستم او هم دنبال این کتاب بود زیرا مشتری زیاد دارد و همه اهل منبر هستند، با این تفاوت که شما برای انتقاد و آنها برای نقل و استفاده میخواهند.