مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - طمأنینه حسین علیه السلام
نزدیک شد. آقا فرمود: نه، تو برگرد، بگذار این بچه پیش خودم باشد. خودش را انداخت به دامان حسین علیه السلام (حسین است، او خودش عالمی دارد). در همین حال، یکی از دشمنان آمد برای اینکه ضربتی به اباعبداللَّه بزند. تا شمشیرش را بالا برد، این طفل فریاد کرد: «یابْنَ الزّانِیةِ! اتُریدُ انْ تَقْتُلَ عَمّی»؟ زنازاده! تو میخواهی عموی مرابکشی؟ تا او شمشیرش را حواله کرد، این طفل دست خود را جلو آورد و دستش بریده شد. فریاد کرد: یا عمّاه! عموجان ببین با من چه کردند!.
«اشْهَدُ انَّک قَدْ امَرْتَ بِالْمَعْروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّی اتیک الْیقینُ.».
و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلی العظیم، وصلّی اللَّه علی محمّد واله الطاهرین. باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا اللَّه ....
خدایا! عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما، ما را قرآن شناس قرار بده، ما را اسلام شناس قرار بده.
خدایا! این رخوت، سستی، تنبلی و کسالتی را که در روح ما مسلمین حکمفرماست، از روح ما بزدای.
خدایا! به ما غیرت بده، به ما وحدت و اتفاق ارزانی بدار، به ما روح همدردی و همبستگی کرامت کن.
خدایا! شر کفار، شر اسرائیل، شر صهیونیزم را از سر مسلمین کوتاه فرما، به ما توفیق مبارزه با این دشمن که کیان اسلام و قرآن را تهدید میکند، عنایت کن.
خدایا! در این روز عزیز، گذشتگان ما را ببخش و بیامرز.