مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦ - فصل چهارم یادداشت « عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی »
وظیفه خطیری که نامش مسؤولیت عمومی اجتماعی [١] برای پیشبرد هدفهای اسلامی است نداشتهایم. نه آگاهی ما کامل بوده و نه قدرت اجرائی ما. لهذا ما زیانی که از راه انجام و اجرای جاهلانه این اصل بردهایم، از ناحیه ترک آن نبردهایم. مظاهر فعالیت ما در این راه نشان میدهد که ما تا چه حد آمادگی داشتهایم. به عبارت دیگر کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر خیلی خراب و سیاه است. معلوم میشود آگاهی ما تا چه حد بوده و قدرت ما تا چه حد. البته اشکال کار ما بیشتر در ناحیه آگاهی است نه در ناحیه قدرت [٢]، و هر دو شرط به اصطلاح شرط وجودند نه شرط وجوب؛ یعنی شرطی هستند که باید آنها را تحصیل کرد. نمونههای کار ما، از حساسیتهای ما درباره مسائل، کتابهایی که منتشر میکنیم که تا چه حد با پیشبرد هدفهای اسلامی منطبق است؛ پولهایی که انفاق میکنیم؛ تبلیغهایی که میکنیم؛ مسائلی که بیشتر فکر ما را به خود مشغول میسازد؛ از اینها میتوان فهمید که چه اندازه ما ارزش این اصل را درک کردهایم.
٥. مطلب پنجم این است که کارنامه ما درباره این اصل چگونه است؟ متأسفانه ما کارنامه درخشانی در اجرای این اصل نداریم. کارهای ما تحت این عنوان به جای اینکه امر به معروف و نهی از منکر باشد، نوعی منکر بوده است. فعالیتهای ما در این زمینه چه به صورت تبلیغ، یا کتاب و نوشته، یا هیئتهای اعزامی به خارج، یا صرف پول، یا ایجاد مؤسسه و یا هر شکل دیگر، صفر و یا نزدیک به صفر بوده است.
٦. هر یک از امر به معروف و نهی از منکر، مراتب و اقسامی دارد: لفظی، عملی؛ مستقیم، غیرمستقیم؛ فردی و اجتماعی.
٧. آخرین مطلب این است که پس از آنکه ارزش این اصل را از نظر اسلام و در مقام ثبوت دانستیم، و پس از آنکه دانستیم ارزش بیشتر نهضت حسینی از ناحیه این عنصر است [٣]، و پس از آنکه دانستیم نهضت حسینی که تا پای گذشت از جان و
[١]. و به عبارت دیگر نشانه کامل همبستگی ماست، نشانه کامل این است که «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کالْبُنْیانِ یشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً، الْمُسْلِمونَ تَتَکافَؤُ دِماؤُهُمْ ...». خلاصه، نتیجه مطلب، همبستگی، همدردی و نیروست، وحدت است، شخصیت است.[٢]. در این ناحیه است که به اوضاع زمان خودمان واقف نیستیم؛ نه تنها جریاناتی را که در بطن حوادث مستتر است درک نمیکنیم و رشد نداریم، حتی پدیدههای بسیار ظاهر را هم نمیبینیم.[٣]. این عنصر است که ایجاب میکند دامنه انقلاب به هر شکل و به هر قیمت گسترش یابد و حتی نقشه برای توسعه خونریزی و انقلاب کشیده شود و افراد به جلو شمشیر برای کشته شدن دعوت شوند، و این عنصر است که ایجاب میکند اعتراض و انتقاد و اعلام جرم و فریاد عدالتخواهی با خون نوشته شود که به هیچ وجه پاک نشود همچنانکه هر فریاد عدالتخواهی و انسانی که با این مرکب گرانبها نوشته شد هرگز پاک نشد.