مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٤ - ٣ یادداشت درباره نهضت حسینی
٣٢. یکی دیگر از مطالب و سؤالات این است که امام چرا به مردم بصره نامه نوشت و آنها را دعوت کرد؟ آیا این دعوت جز دعوت به قیام علیه حکومت بود؟ آیا جز نوعی دعوت به شورش و انقلاب بود؟ بالاتر اینکه چرا شب عاشورا حبیب بن مظهّر را به میان بنی اسد برای دعوت آنها فرستاد؟ چرا برادران و فرزندان و یاران خاص خود را در شب عاشورا الزام به رفتن نکرد که خونی نریزد؟.
٣٣. عجیب است که آقای صالحی که در تمام کتابش کوشش دارد که ابتدایی بودن قیام حسینی را نفی کند، در صفحه ٢٩٩ بخش چهارم پس از آنکه اوضاع حکومت یزید را از تحلیل حرامها و تحریم حلالها و ظلمها و استثمارها و غیره بیان میکند و آنها را با مواد خطبه امام در بیضه تطبیق میکند، میگوید:
«اگر در این شرایط از هیچ حلقومی ندایی برنمی خاست و اگر به فرض محال امام حسین تسلیم بیقید و شرط یزید میشد، در این صورت کشورهای دیگر، اسلام را در قالب یزید بن معاویه میشناختند، زیرا رئیس کشور اسلامی اگر هیچ مخالفی (و معترضی) نداشته باشد، در نظر دنیای خارج نماینده روح اسلام است؛ آنگاه بیگانگان میگفتند کشور اسلام یعنی کشور ظلم و بیدادگری ... حسین بن علی علیه السلام که افق دیدش از مردم عادی خیلی وسیعتر است چون اسلام را از نظر موقعیت خارجی و جهانی در چنین وضعی میبیند وقتی که به وی میگویند با یزید بیعت کن، میگوید: وَ عَلَی الْاسْلامِ السَّلامُ اذْقَدْ بُلِیتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ (مقتلخوارزمی، ج ١، ص ١٨٤).».
این مطلب خود میرساند که گاهی یک اعتراض و اظهار وجود آنقدر ارزش دارد که صدها نفر به خاطرش کشته شوند. پس چرا خود آقای صالحی اینقدر از اینکه امام حسین معترض باشد امتناع دارد؟.
آنگاه میگوید:
«از این رو حسین بن علی تصمیم میگیرد مقاومت کند ... تا دنیای خارج بداند اسلام را از دریچه افکار حسین بن علی و در قالب فرزند پیغمبر باید شناخت نه در قالب یزید ... تادنیای خارج بداند اسلام، حسین فرزند برومندی را