مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٩ - اما از لحاظ امام حسین علیه السلام
اینجا این سؤال پیش میآید که بیعت چه لزومی دارد که پیغمبر و امام از مردم بیعت میگرفتند، و از نظر شرعی چه اثر الزام آوری دارد؟ آیا اگر مردم بیعت نمیکردند، اطاعت پیغمبر واجب نبود؟! و چرا امیرالمؤمنین به بیعت استناد میکند؟.
به نظر میرسد بیعت در بعضی موارد صرفاً اعتراف و اظهار آمادگی است، قول وجدانی است. بیعتی که پیغمبر اکرم میگرفت از این جهت بود، خصوصاً باتوجه به اینکه در خوی عرب این بود که قول خود و بیعت خود را نقض نکند؛ نظیر قسم خوردن نظامیها یا وکلاست که به هر حال هیچ کس نباید به مملکت خود خیانت کند، ولی این قسم تأکید و گروگرفتن وجدان است. تا شخص بیعت نکرده، فقط همان وظیفه کلی است که قابل تفسیر و تأویل است ولی با بیعت، شخص بهطور مشخص اعتراف میکند به طرف و مطلب از ابهام خارج میشود و بعد هم وجدان خود را نیز گرو میگذارد، و بعید نیست که شرعاً نیز الزامی فوق الزام اوّلی ایجاد کند.
ولی در برخی موارد صرفاً پیمان است، مثل آن جایی که قبل از بیعت هیچ الزام در کار نیست. مثلًا اگر خلافت به شورا باشد نه به نصّ، قبل از بیعت هیچ الزامی نیست اما بیعت الزامآور میکند. امیرالمؤمنین که با زبیر و غیرزبیر به بیعت استناد میکند درحقیقت مسأله منصوصیت را- که خلافت ابوبکر و عمر و عثمان آن را از اثر انداخته- صرف نظر میکند و به یک اصل دیگر که آن هم یک اصل شرعی است استناد میکند، همچنان که خلفا نیز نصّ بر علی علیه السلام را نادیده گرفته و به یک اصل دیگر از اصول اسلام- که آن هم محترم است- استناد کردند و آن شورا بود:«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْامْرِ» [١]، «وَ امْرُهُمْ شوری بَینَهُمْ» [٢].
بیعت با رأی دادن در زمان ما کمی فرق میکند، پررنگتر است. رأی صرفاً انتخاب کردن است نه تسلیم اطاعت شدن. بیعت این است که خود را تسلیم امر او میکند. بیعت از رأی دادن پررنگتر است. حالا ببینیم امام حسین اگر بیعت میکرد، این بیعت چه معنیای داشت؟
[١]. آل عمران/ ١٥٩.[٢]. شوری/ ٣٨.