مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - دعاهای حسین علیه السلام در ایام کربلا درباره اشخاص
دو چیزی که مایه روشنی چشم اباعبداللَّه بود
در ایام کربلا و آن ابتلاء عجیب، چند چیز بود که موجب ازدیاد مصیبتهای اباعبداللَّه میشد؛ از همه بالاتر بعضی دنائتها و سخنان ناروا و بیادبیها و وحشی گریهایی بود که از کوفیان میدید. ولی دو چیز بود که چشم اباعبداللَّه را روشن و دلش را خرّم میداشت. آندو، اصحاب و اهل بیتش بودند. وفاداریها و جان نثاریها و بیمضایقه خدمت کردنها و به عبارت دیگر صفاها و وفاها و همگامیها و هماهنگی نشان دادنهای آنها دل حضرت را شاد و خرّم میداشت (برای مرد عقیده و ایمان و مسلک، مایه خوشدلی بالاتر از دیدن همگام و هماهنگ یافت نمیشود) و مکرر در مواقعی از ته دل به آنها دعا کرد. علاوه، همان شهادت به اینکه «انّی لا اعْلَمُ اصْحاباً ابَرَّ وَ لا اهْلَ بَیتٍ اوْصَلَ وَ لا اوْفی مِنْ اصْحابی» حاکی از کمال اعتماد اباعبداللَّه و دلخوشیاش به آنهاست.
مسلماً تذکر ابوثمامه صائدی برای نماز- که آخرین نماز را در خدمتت بخوانیم- دل حسین را شاد کرد که دربارهاش دعا کرد. و از آن بالاتر، آن فداکاری عجیب سعیدبن عبداللَّه حنفی و گفتن جمله «اوَفَیتُ؟»..
اباعبداللَّه درباره عدهای دعا کرد. جانسوزتر از همه دعایی است که درباره جوانش کرد. درباره جوانش دعا کرد که امیدوارم هرچه زودتر از دست جدّت سیراب بشوی.
جوابهای قاسم در شب عاشورا دل حسین علیه السلام را شاد و روشن کرد که درباره مرگ گفت:«احْلی مِنَ الْعَسَلِ».
دعاهای حسین علیه السلام در ایام کربلا درباره اشخاص
اباعبداللَّه در روز عاشورا درباره عدهای دعا کرد:
١. ابوثمامه صائدی.
٢. علی اکبر.
٣. درباره عموم در شب عاشورا بعد از آنکه گفتند ما از تو جدا نمیشویم، فرمود:
«جَزاکمُ اللَّهُ خَیراً» [١].
[١]. نفس المهموم، ص ١٢٢.