مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - تجلی زینب از عصر عاشورا
معروف و نهی از منکر را برای این واجب کرد، زکات را برای این واجب کرد و ... بعد شروع میکند به ارزیابی قوم عرب قبل از اسلام و تحولی که اسلام در این قوم به وجود آورد که شما مردم عرب چنین و چنان بودید. وضع زندگی مادی و معنوی آنها قبل از اسلام را بررسی میکند و آنچه را که به وسیله پیغمبر از نظر زندگی مادی و معنوی به آنها ارزانی شده بود گوشزد مینماید. بعد در مقام استدلال و محاجّه برمیآید. او در مسجد مدینه در حضور هزاران نفر است، اما نمیرود بالای منبر که- العیاذباللَّه- خودنمایی کند. سنت پیغمبر این بوده که زنها جدا مینشستند و مردها جدا، و پردهای بلند میان آنها کشیده میشد. زهرای اطهر از پشت پرده تمام سخنان خودش را گفت و زن و مرد مجلس را منقلب کرد. این معنای آن چیزی است که ذکر کردیم؛ هم شخصیت دارد و هم عفاف، هم پاکی دارد و هم حریم، هیچ وقت خودش را جلوی چشمهای گرسنه مردان قرار نمیدهد، اما یک موجود دست و پاچلفتی هم نیست که چیزی سرش نشود و از هیچ چیز خبر نداشته باشد.
تاریخ کربلا یک تاریخ و حادثه مذکر- مؤنّث است؛ حادثهای است که مرد و زن هر دو در آن نقش دارند، ولی مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. معجزه اسلام اینهاست، میخواهد دنیای امروز بپذیرد، میخواهد- به جهنم- نپذیرد، آینده خواهد پذیرفت. اباعبداللَّه اهل بیت خودش را حرکت میدهد برای اینکه در این تاریخ عظیم رسالتی را انجام دهند، برای اینکه نقش مستقیمی در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند با قافله سالاری زینب، بدون آنکه از مدار خودشان خارج بشوند.
تجلی زینب از عصر عاشورا
از عصر عاشورا زینب تجلی میکند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین (سلام اللَّه علیه) است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلی پسر زیاد که از جنس ذکور اولاد حسین هیچ کس نباید باقی بماند، چند بار حمله کردند تا امام زین العابدین را بکشند ولی بعد خودشان گفتند:«انَّهُ لِما بِهِ» [١] این خودش دارد میمیرد. و این هم خودش یک حکمت و مصلحت خدایی بود که حضرت امام زین العابدین
[١]. بحارالانوار، ج ٤٥/ ص ٦١.