مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥ - زنان بزرگ در تاریخ اسلام
رایج بوده، ولی هیچ وقت اختلاط نبوده. بسیاری از راویان بودند که میآمدند روایت حدیث میکردند. زنها میآمدند استماع میکردند. اما زنها در کناری مینشستند و مردها در کناری، مردها در اتاقی بودند و زنها در اتاقی. دیگر نمیآمدند صندلی بگذارند که یک مرد بنشیند و یک زن؛ زن مینی ژوپ بپوشد و تا بالای رانش پیدا باشد که بله، خانم میخواهند تحصیل علم کنند! این، معلوم است که ظاهرش یک چیز است و باطنش چیز دیگر. اسلام میگوید علم اما نه شهوترانی، نه مسخره بازی، نه حقّه بازی؛ میگوید شخصیت.
حضرت زهرا (سلام اللَّه علیها) و علی علیه السلام بعد از ازدواجشان میخواستند کارهای خانه را بین یکدیگر تقسیم کنند، ولی دوست داشتند که پیغمبر در این کار دخالت کند چون لذت میبردند. به ایشان گفتند: یا رسول اللَّه! دلمان میخواهد بگویید که در این خانه چه کارهایی را علی بکند و چه کارهایی را فاطمه! پیغمبر کارهای بیرون را به علی واگذار کرد و کارهای درون خانه را به فاطمه. فاطمه میگوید: نمیدانید چقدر خوشحال شدم که پدرم کار بیرون را از دوش من برداشت. زن عالِم یعنی این. زنی که حرص نداشته باشد اینطور است.
ولی ببینید شخصیت همین زهرای اینچنین چگونه است، رشد استعدادهایش چگونه است، علمش چگونه است، ارادهاش چگونه است، خطابه و بلاغتش چگونه است. زهرا علیها السلام در جوانی از دنیا رفته است و از بس در آن زمان دشمنانش زیاد بودند، از آثار ایشان کم مانده است. ولی خوشبختانه یک خطابه مفصل بسیار طولانی (در حدود یک ساعت) از ایشان در سن هجده سالگی (حداکثر گفتهاند بیست و هفت سالگی) باقی مانده که این خطابه را تنها شیعه روایت نمیکند، عرض کردم بغدادی در قرن سوم نقل کرده است. همین یک خطابه کافی است که نشان بدهد زن مسلمان در عین اینکه حریم خودش را با مرد حفظ میکند و خودش را به اصطلاح برای ارائه به مردان درست نمیکند، معلوماتش چقدر است، ورود در اجتماع تا چه حد است.
خطبه حضرت زهرا علیه السلام توحید دارد در سطح توحید نهج البلاغه، یعنی در سطحی که دست فلاسفه به آن نمیرسد. وقتی که درباره ذات حق و صفات حق صحبت میکند، گویی در سطح بزرگترین فیلسوفان جهان است. از بوعلی سینا ساخته نیست که اینطور خطبه بخواند. یکدفعه وارد در فلسفه احکام میشود: خدا نماز را برای این واجب کرد، روزه را برای این واجب کرد، حج را برای این واجب کرد، امر به