مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - نقش زن در تاریخ
اسارت اینها رضای حق است، مصلحت است و رضای حق همیشه در مصلحت است و مصلحت یعنی آن جهت کمال فرد و بشریت.
در مقابل این سخن، دیگر کسی چیزی نگفت یعنی نمیتوانست حرفی بزند. پس اگر چنین است که جدّ شما در عالم معنا به شما تفهیم کردهاند که مصلحت در این است که شما کشته بشوید، ما دیگر در مقابل ایشان حرفی نداریم. همه کسانی هم که از اباعبداللَّه این جملهها را میشنیدند، اینجور نمیشنیدند که آقا این مقدّر است و من نمیتوانم سرپیچی کنم. اباعبداللَّه هیچ وقت به این شکل تلقی نمیکرد. اینطور نبود که وقتی از ایشان میپرسیدند چرا زنها را میبرید، بفرماید اصلًا من در این قضیه بی اختیارم و عجیب هم بیاختیارم، بلکه به این صورت میشنیدند که با الهامی که از عالم معنا به من شده است، من چنین تشخیص دادهام که مصلحت در این است و این کاری است که من از روی اختیار انجام میدهم ولی براساس آن چیزی که آن را مصلحت تشخیص میدهم. لذا میبینیم که در موارد مهمی، همه یک جور عقیده داشتند، اباعبداللَّه عقیده دیگری در سطح عالی داشت؛ همه یک جور قضاوت میکردند، امام حسین علیه السلام میگفت: اینجور نه، من جور دیگری عمل میکنم. معلوم است که کار اباعبداللَّه یک کار حساب شده است، یک رسالت و یک مأموریت است.
اهل بیتش را به عنوان طفیلی همراه خود نمیبرد که خوب، من که میروم، زن و بچهام هم همراهم باشند. غیر از سه نفر که دیشب اسم بردم، هیچیک از همراهان اباعبداللَّه، زن و بچهاش همراهش نبود. انسان که به یک سفر خطرناک میرود، زن و بچهاش را که نمیبرد. اما اباعبداللَّه زن و بچهاش را برد، نه به اعتبار اینکه خودم میروم پس زن و بچهام را هم ببرم (خانه و زندگی و همه چیز امام حسین علیه السلام در مدینه بود) بلکه آنها را به این جهت برد که رسالتی در این سفر انجام بدهند. این یک مقدمه.
نقش زن در تاریخ
مقدمه دوم: بحثی درباره «نقش زن در تاریخ» مطرح است که آیا اساساً زن در ساختن تاریخ نقشی دارد یا ندارد و اصلًا نقشی میتواند داشته باشد یا نه؟ باید داشته باشد یا نباید داشته باشد؟ همچنین از نظر اسلام این قضیه را چگونه باید برآورد کرد؟.
زن یک نقش در تاریخ داشته و دارد که کسی منکر این نقش نیست و آن نقش غیرمستقیم زن در ساختن تاریخ است. میگویند زن مرد را میسازد و مرد تاریخ را،