مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - متکلّف نبودن
«النّاسُ کلُّهُمْ هالِکونَ الَّا الْعالِمونَ وَالْعالِمونَ هالِکونَ الَّا الْعامِلونَ وَالْعامِلونَ هالِکونَ الَّا الُمخْلِصونَ وَ الُمخْلِصونَ عَلی خَطَرٍ عَظیمٍ» مردم در هلاکند مگر اینکه آگاه و عالم باشند (جاهل نمیتواند راهی را پیدا کند)، و علما نیز در هلاکند مگر آنها که عاملند، و عاملان نیز در هلاکند مگر آنها که مخلصند، و مخلصان تازه در خطرند.
این داستان را در جلساتی مکرر گفتهام: نقل کردهاند در مرض فوت مرحوم آیت اللَّه بروجردی (اعلی اللَّه مقامه) عدهای اطرافشان بودند. یکی از آنها از ایشان تقاضا کرد که هم برای یادآوری خودتان و هم برای نصیحت دیگران جملهای بفرمایید. گفتند: آقا رفتیم ولی کاری نکردیم و اندوختهای نزد خدا نداریم. یکی از حضّار خیال میکرد که حالا وقت تعارف کردن است، گفت: آقا شما چرا این حرفها را میزنید؟ الحمدللَّه شما چنین کردید، چنان کردید، مسجد ساختید، مدرسه ساختید، حوزه علمیه تأسیس کردید و از این حرفها ... همینکه حرفهایش را زد، ایشان رو کردند به حضّار و با گفتن جملهای که در حدیث است، سکوت کردند. فرمودند:«خَلِّصِ الْعَمَلَ فَانَّ النّاقِدَ بَصیرٌ بَصیرٌ» [١] عمل را پاک تحویل بده که آن که نقّاد است و نقد میکند، آن صرّافی که به این سکه رسیدگی میکند خیلی آگاه است.
مسأله اخلاص مسأله کوچکی نیست. قرآن هم به همین جهت است که ظاهراً از زبان همه انبیاء این سخن را میگوید:«ما اسْألُکمْ عَلَیهِ مِنْ اجْرٍ» [٢] من مزدی برای تبلیغ خودم نمیخواهم، چون ناصحم. ناصح و خیرخواه در عمل خودش باید نهایت اخلاص را داشته باشد.
متکلّف نبودن
مسأله دیگر مسأله متکلّف نبودن است. تکلّف در موارد مختلفی به کار میرود و درواقع به معنی به خود بستن است که انسان چیزی را به زور به خود ببندد. در مورد سخن هم به کار میرود. به افرادی که در سخن خودشان به جای اینکه فصیح و بلیغ باشند الفاظ قُلُمبه و سُلُمبه به کار میبرند، میگویند متکلّف.
در حدیث است که کسی در حضور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در صحبتهای خود
[١]. مواعظ العددیه، ص ١٢٤.[٢]. ص/ ٨٦.