مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - مسأله تشنگی اباعبداللَّه و خاندان و اصحاب ایشان
شعارهایتان با شعارهای حسین میخواند یا نمیخواند.
مسأله تشنگی اباعبداللَّه و خاندان و اصحاب ایشان
مسأله تشنگی اباعبداللَّه و خاندان و اصحابشان مسأله شوخیای نیست. هوا بسیار گرم است (عاشورای آن وقت ظاهراً در اواخر خرداد بوده؛ هوای عراق زمستانش گرم است، چه رسد به نزدیک تابستان آن)، سه روز است که آب را بر روی اهل بیت پیغمبر بستهاند، گو اینکه در شب عاشورا توانستند مقداری آب به خیمهها بیاورند که حضرت فرمود: آب را بنوشید و این آخرین توشه شما خواهد بود. و بعلاوه از نظر طبیعی یک قاعدهای است: هر کسی از بدنش خون زیاد برود که بدن کم خون شده و احتیاج به خون جدید داشته باشد، تشنه میشود. خداوند متعال بدن را به گونهای ساخته است که وقتی به چیزی احتیاج دارد، فوراً همان احتیاج جلوه میکند. افرادی که زخم برمیدارند، میبینید فوراً تشنگی بر آنها غالب میشود و این به واسطه رفتن خون از بدنشان است که چون بدن برای ساختن خون آماده میشود و میخواهد خون جدید بسازد، آب میخواهد. خودِ رفتن خون از بدن، موجب تشنگی است.
«یحولُ بَینَهُ وَ بَینَ السَّماءِ الْعَطَشُ» اینقدر تشنگی اباعبداللَّه زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه میکرد بالای سرش را درست نمیدید. اینها شوخی نیست. ولی من هرچه در «مقاتل» گشتم (آن مقداری که میتوانستم بگردم) تا این جمله معروفی را که میگویند اباعبداللَّه به مردم گفت: «اسْقونی شَرْبَةً مِنَ الْماءِ» (یک جرعه آب به من بدهید) ببینم، ندیدم. حسین کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب کند. فقط یک جا دارد که حضرت در حالی که داشت حمله میکرد «وَ هُوَ یطْلُبُ الْماءَ». قرائن نشان میدهد که مقصود این است: در حالی که داشت به طرف شریعه میرفت (در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب میکرد.
عظمت اباعبداللَّه چیز دیگری است. او چیزی است، ما چیز دیگری. شعارهایی که در سینه زنیها و نوحه سراییها میدهید، شعارهای حسینی باشد. نوحه، بسیاربسیار خوب است. ائمّه اطهار دستور میدادند افرادی که شاعر بودند، نوحه خوان بودند، نوحه سرا بودند، بیایند برای آنها ذکر مصیبت بکنند. آنها شعر میخواندند و ائمّه اطهار گریه میکردند. نوحه سرایی و سینه زنی و زنجیرزنی، من با همه اینها موافقم ولی به شرط اینکه شعارها شعارهای حسینی باشد، نه شعارهای