مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - هم خواص مسؤولند و هم عوام
وظیفه و رسالت را، چه برای علمای امت و به تعبیر دیگر خواص و چه برای توده مردم و به تعبیر دیگر عوام، عرض بکنم، دو مطلب دیگر را مقدمتاً عرض میکنم: یکی اینکه نگاهی به گذشته بکنیم، ببینیم مسؤول این تحریفات چه کسانی هستند؟ آیا خواص و علما مسؤول این تحریفاتاند یا توده و عوام الناس؟ امروز وظیفه چیست و وظیفه کیست یک مطلب است، در گذشته مقصر و مسؤول کیست مطلب دیگری است.
معمولًا در این گونه قضایا علما تقصیر را به گردن عوام میاندازند و عوام به گردن علما.
علما معمولًا میگویند تقصیر این عوام الناس است، تقصیر جهالت این مردم است، از بس که این مردم جاهل و نادانند و از بس که این مردم نالایق و ناشایسته هستند! اینها سزاوار همین مهملاتاند، شایسته حقایق نیستند.
داستانی است، من از مرحوم آیة اللَّه صدر (اعلی اللَّه مقامه) شنیدم، که تاج نیشابوری حرفهای مفت در منبر میگفت. کسی به او اعتراض کرد که اینها چیست؟! این همه اجتماع میشود چرا دو کلمه حرف حسابی نمیزنی؟ گفت مردم لایق نیستند. بعد هم با یک دلیلی به اصطلاح ثابت کرد. ولی مردم عوام هم یعنی توده مردم هم منطقی در برابر خواص دارند و این منطق را اغلب به کار میبرند؛ میگویند ماهی از سر گَنده گردد نی ز دُم؛ علما به منزله سر ماهی هستند و ما دُم ماهی.
هم خواص مسؤولند و هم عوام
ولی حقیقت این است که در این تقصیر هم خواص مسؤول هستند و هم عوام، هردو. راجع به مسؤول بودن و مقصر بودن خواص و علما شاید چندان احتیاجی به توضیح نباشد، بعد ضمن بیان وظیفه علما خواهم گفت، ولی این را بدانید که عامه مردم و توده مردم هم در این مسائل شریکاند، به همان اندازه و شاید احیاناً بیشتر. بلکه در اینطور مسائل، این توده مردم هستند که حقایق کشی میکنند و خرافات را اشاعه میدهند.
حدیث معروفی است و علما برای آن اعتبار قائل شدهاند. شخصی از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه:«وَ مِنْهُمْ امِّیونَ لایعْلَمونَ الْکتابَ الّا أمانِی» [١] که خدا از عوام یهود در آنجا انتقاد میکند (با اینکه خدا این عوام را بیسواد، امّی و درس ناخوانده معرفی
[١]. بقره/ ٧٨.