ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥١٧ - باب هشتاد و پنجم در حسن ظنّ
كدورتهاى بعضى با بعضى، نيست مگر سوء ظنّ، هر گاه سوء ظنّ به حسن ظنّ مبدّل شد، كدورت باطن و كينه دل نيز لا محاله به صفا و جلا مبدّل مىشود، و هر كه چنين است، در هيچ كس جز خوبى نمىبيند و با هيچ كس صاحب كينه نمىشود.
قال ابىّ بن كعب: اذا رايتم احد اخوانكم في خصلة تستنكرونها منه فتاوّلوها سبعين تاويلا، فاذا اطمانّت قلوبكم على احدها، و إلّا فلوموا انفسكم حيث لم تعذّروه في خصلة يسترها عليه سبعون تأويلا، و أنتم اولى بالانكار على انفسكم منه
ابىّ بن كعب، كه يكى از اجلاّى متقدّمين است مىگويد: هر گاه شما ديديد به يكى از برادران مؤمن، خصلتى كه به حسب ظاهر ناخوش باشد و به نظر شما منكر و بد باشد، پس شما بايد كه آن خصلت به ظاهر بد را به تأويلات و به محملات از ظاهر، بكيبانيد و از بدى به خوبى راجع سازيد و اگر دل شما به هيچ كدام از تأويلات، اطمينان بهم نرساند، ملامت نفس خود كنيد كه چرا اين قدر بد باشى و نفس تو بدبين باشد كه با اين همه تأويلات، راضى به هيچ كدام نتوانى شد و تو با اين نفس، سزاوارترى به انكار تا او و لفظ «سبعون» كنايه از كثرت است و خصوص عدد معيّن، مراد نيست.
اوحى اللَّه تبارك و تعالى إلى داود عليه السّلام: ذكّر عبادى آلائي و نعمائى، فانّهم لم يروا منّى إلّا الحسن الجميل، لئلّا يظنّوا في الباقى إلّا مثل الّذى سلف منّى اليهم، و حسن الظّنّ يدعوا إلى حسن العبادة، و المغرور يتمادى في المعصية و يتمنّى المغفرة، و لا يكون حسن الظّنّ في خلق اللَّه إلّا المطيع له، يرجوا ثوابه و يخاف عقابه
حضرت بارى عزّ اسمه، به حضرت داود عليه السّلام وحى كرد كه: به خاطر بندگان من بيار و بگو به ايشان كه، گمان نبرند و اعتقاد نكنند به پروردگار خود در باقى اوقات