ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٧٧ - باب هفتاد و هفتم در شناختن جهل
عصمت كه اوّل است و خذلان كه ثانى است. پس اگر خداى تعالى، توفيقش داد و در پى عيبهاى نفس خود شد، در راه صواب است و در آخرت از اهل نجات، و اگر عياذا باللَّه در پى خطوات شيطانى و خطرات نفسانى شده، در پى اصلاح خود نشد و جاسوس عيبهاى ديگران شد، از جمله خطاكاران است و در آخرت حشرش با ايشان خواهد بود.
و مفتاح الجهل الرّضا و الاعتقاد به، و مفتاح العلم الاستبدال مع اصابة موافقه التّوفيق
يعنى: كليد جهل و نادانى، راضى بودن است به كرده خود و خرسند بودن به عمل خود، و كليد علم و دانش، سهل گرفتن عمل خود است و قدرى و اعتبارى به او راه ندادن، هر چند خوب باشد.
و ادنى صفة الجاهل دعواه بالعلم بلا استحقاق
و پستترين صفت جهل، دعوىكردن علم است با وجود جهل و بىدانشى.
و اوسطه الجهل بالجهل
و مرتبه اوسط جهل كه قبحش اندكى كمتر از اوّل است، جاهل بودن است به جهل و دعوى علم نكردن.
و اقصاه جحوده
و اقصاى مرتبه جهل، علم داشتن است به جهل خود و دانستن كه نمىداند. و اين در اصطلاح، جهل بسيط است، چنان كه اوّلى جهل مركّب است.
و ليس شيء اثباته حقيقة نفيه إلّا الجهل و الدّنيا و الحرص
يعنى: نيست هيچ چيز كه ثبوت او عين نفى باشد، يا نفى در او دخل داشته باشد مگر جهل و دنيا و حرص.
امّا جهل به واسطه آنكه حقيقت جهل نيست، مگر ندانستن و اين عين نفى