ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٣٧ - باب پنجاه و سوم در مدح سخا و جود
ان تفقر نفسك و تغنى غيرك.
!؟. پس به تحقيق كه در اين مقام فرموده است حضرت امير المؤمنين عليه السّلام: هر چه تو پيش فرستادى، مثل احسان به مستحقّين و مواسات به مؤمنين، پس او مال تو است و از براى تو مضبوط است و در آخرت دستگير تو خواهد شد. و هر چه گذاشتى و ضبط كردى و بعد از تو مىماند، مال وارث است. و آنچه روز بروز خرج مىكنى و معاش به او مىگذرانى و از او منتفع مىشوى، مظنّه فريب شيطان و مورد اغواى آن ديو لعين است. چنان كن كه گول او نخورى و راه فريب او به خود ندهى و در راههاى بد صرف نكنى، چه بسيار باشد كه سعى كنى از براى تحصيل دنيا و به زحمت بسيار و رياضت بيشمار، به دست آرى و جمع كنى و به فقر و فلاكت و عسرت و زحمت بگذرانى و ديگران به آن مال غنى شوند و فراغت كنند و از براى تو غير حسرت، فايدهاى نباشد. و مصداق:
«البخيل عيشه عيش الفقراء، و حسابه حساب الاغنياء».
، گردى.
حاصل آنكه: صفت جود از جمله صفات جليله و نعوت حميده است و از جمله اخلاق الهى است و جود و سخاوت و مروّت و فتوّت و سماحت، از روى لغت يك معنى دارد. امّا ذات حقّ جلّ و علا به جود موصوف مىشود و به لفظ مروّت و فتوّت موصوف نمىشود و سماحت در بعضى ادعيه مأثوره آمده است. و در ميان اين الفاظ با اشتمال همه به معنى واحد، فرقى لطيف هست و آن چنان است كه مبدأ جود از عين رحمت است كه به تأثير علم عطائى، ظاهر مىشود. و مبدأ سخاوت و سماحت و مروّت و فتوّت از عين شفقت كه اثر علم كسى است، بروز مىنمايد، و نور عقل بر هر دو فائض و نظر لطف در هر دو مؤثّر. امّا به حكم آنكه تعلّق آن به روح است و تعلّق اين نفس، در اوّل، شيطان و هوا را مدخل نباشد، چنان كه در ثانى دخل هست. و ليكن در صفتهاى ديگر هر دو را غلبه قوى باشد و تزوير و ريا و تكلّف و عجب در باطن مردم پديد آرند. و جادّه سداد و منهج صواب انحراف پذيرد و وقت باشد كه از اين سبب كه گفتيم نقطه جود از نقطه اعتدال تجاوز كند و در طلب رسم و عادت، به تبذير و اسراف كشد و از آن طايفه