ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٧٧ - باب چهل و دوم در پوشيدن چشم از ناروا
كه واجب نباشد، يعنى: مباح نباشد و واجب در برابر حرمت است، و ممكن است كه مراد، واجب حقيقى باشد، يعنى: تا ديدن چيزى بر من واجب نشود، نگاه به او نمىكنم، به واسطه خوف افتادن نظر به حرام.
و قال عبد اللَّه بن مسعود لرجل نظر إلى امرأة قد عادها في مرضها: لو ذهبت عيناك لكان خيرا لك من عيادة مريضك
مردى به عيادت زن بيمارى رفت و نگاه به صورت آن زن كرد. عبد اللَّه مسعود به او گفت كه: اگر چشم تو كور شده بود، به از اين عيادت بود كه به اين زن كردى و خود را به مهلكه انداختى و خانه دين خود را تباه كردى.
و لا تتوفّر عين نصيبها من نظر إلى محذور، إلّا و قد انعقد عقدة على قلبه من المنية، و لا تنحلّ إلّا باحدى الحالتين، امّا ببكاء الحسرة و النّدامة بتوبة صادقة، و امّا باخذ حظّه ممّا تمنّى و نظر إليه، فاخذ الحظّ من غير توبة، مصيره إلى النّار، و امّا التّائب الباكى بالحسرة و النّدامة عن ذلك، فمأواه الجنّة و منقلبه إلى الرّضوان
مىفرمايد كه: نيست هيچ چشمى كه نظر كند به حرامى و به آن حرام، نظر سير كند مگر آنكه منعقد مىشود گرهى بر دل او از آرزو، و وانمىشود آن گره، مگر به يكى از دو چيز:
يا به ريختن اشك حسرت و ندامت از آن عمل قبيح و رجوع صادقى از آن عمل شنيع.
يا به وصل و رسيدن به آن آرزو، اگر به موافق شرع ممكن باشد و اگر پى آن نظر رفت و توبه نكرد، پس جاى او جهنّم خواهد بود. و اگر توبه كرد و از آن حركت لغو، پشيمان شد و قطرات عبرات از ديده ريخت، جاى او بهشت است و مرجع و بازگشت او به رضاى الهى است.