ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٥٩ - باب سى و نهم در بيان وسوسه
و امّا كسى كه اهمال كار است و در استخلاص خود از چنگ آن ديو لعين، سعى ندارد، پس او به يقين صيد شيطان است، بلكه نفس شيطان است.
و اعتبر بما فعل بنفسه من الاغواء و الاستكبار حيث غرّة، و اعجبه عمله و عبادته، و بصيرته و جراته (عليه)، قد اورثه علمه و معرفته، و استدلاله بمعقوله، اللّعنة عليه إلى الابد، فما ظنّك بنصيحته و دعوته غيره.
؟!. يعنى: اعتبار گير و ملاحظه كن به آنچه شيطان به خود كرده است و گول خود زده و به بسيارى علم و عمل، عجب و تكبّر به خود راه داد و از آنچه مأمور بود كه سجده آدم باشد، مخالفت ورزيد و به چنين جراتى اقدام نمود و ملعون ابد شد.
هر گاه شيطان چنين فريبى از خود خورده باشد و به دليل سخيف: خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (ص- ٧٦)، مغضوب الهى شده، چه اعتماد به او توان كرد؟! و به قول او چه اعتبار توان نمود؟! و چه گمان خير و خوبى در باره او توان داشت ...؟!
فاعتصم بحبل اللَّه الاوثق، و هو الالتجاء و الاضطرار بصحّة الافتقار الى اللَّه في كلّ نفس، و لا يغرنّك تزيينه الطّاعات عليك، فانّه يفتح لك تسعة و تسعين بابا من الخير، ليظفر بك عند تمام المائة، فقابله بالخلاف و الصّدّ عن سبيله، و المضادّة باهوائه
پس چنگ در زن، به بند توفيق الهى كه محكمترين بندها است كه آن پناه بردن است به جناب احديّت و اعتراف نمودن به عجز و قصور خود و در هر لحظه بلكه در هر نفس، اظهار افتقار و احتياج كن به خداى «عزّ و جلّ» تا به لطف او، از چنگ او خلاصى يابى و از دام صيد او نجات حاصل كنى. و لمحهاى از شرّ او ايمن مباش و از اغواى او فريفته مشو و هر چند طاعت و عبادت تو را، نزد تو جلوه دهد و به انواع و اقسام زينتها بيارايد كه گول او مخور و گوش به سخن او مكن، چرا كه او مىخواهد هر كسى را به طريقى از راه ببرد و مانند خود از رحمت الهى محروم