ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٢ - باب ششم در تعريف شكر
العبد نعمة اللَّه؟ و متى يلحق صنيعه بصنيعه؟ و العبد ضعيف لا قوّة له ابدا إلّا باللَّه، و اللَّه غنىّ عن العبد، قوىّ على مزيد النّعم على الابد، فكن للَّه عبدا شاكرا، على هذا الاصل ترى العجب.
شرح
قال الصّادق عليه السّلام: في كلّ نفس من انفاسك شكر لازم، بل الف او اكثر
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: در هر نفسى از نفسهاى تو، شكرى لازم است و نفع آن شكر، عايد به تو مىشود. چه يك شكر، بلكه هزار و بيشتر. چنان كه به تفصيل مذكور شد.
و ادنى الشّكر رؤية النّعمة من اللَّه، من غير علّة يتعلّق القلب بها دون اللَّه عزّ و جلّ
يعنى: پستترين مرتبه شكر الهى، ديدن نعمتها است از جانب خداى تعالى و او را منعم حقيقى دانستن، خواه نعمتهاى داخلى، مثل: وجود و حيات و علم و قدرت، و مانند اينها، و خواه خارجى، مثل: افلاك و انفس و بسايط و مركّبات، و غير اينها. و غير او را موجد مستقلّ در ايجاد هيچ چيز ندانستن، و اين ردّ است بر بعضى از مذاهب باطله، مثل اهل تنجيم و حكماى طبيعيّين و الهيّين «غير محقّقين».
بلكه وجود همه ممكنات را، خواه جواهر و خواه اعراض، بايد نسبت داد به واجب الوجود، و او را موجد و مؤثّر دانست، بعضى به واسطه و بعضى بىواسطه. مگر افعال اختياريّه عباد كه مستند به ايشان است، و اقدار و تمكين، باز از واجب. از جمله شكر الهى، راضى شدن است به كرده خدا و داده وى، و در هيچ حال شاكى نبودن، چنان كه فرموده است كه:
و الرّضا، بما اعطى
يعنى: راضى بودن به آنچه خدا داده است.