ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٠١ - باب صدم در حقيقت عبوديّت
معنى حديث چنين مىشود كه: عبوديّت جوهرى است كه حقيقت او ربوبيّت است، و آنچه مفقود است در عبوديّت كه وجود معرّا از جميع تقييدات است كه وجود صرف است، مىتوان يافت در ربوبيّت، و آنچه مخفى است در ربوبيّت كه وجود مطلق است و هستى بحت است، ظاهر مىشود در عبوديّت كه موجودات و ممكنات باشد.
و تخصيص به عبوديّت يا به اعتبار عموم عبوديّت است چنان كه ظاهر كريمه:
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ (اسراء- ٤٤)، دلالت بر او دارد، و يا به اعتبار شرافت اين جنس.
و ممكن است كه فقره اولى، اشاره باشد به برهان «انّ» از براى معرفت بارى تعالى، كه استدلال از معلول است به علّت، مثل استدلال از مصنوعات به وجود صانع، و فقره ثانيه، اشاره باشد به برهان «لم»، كه استدلال از علّت است به معلول و مؤيّد اين است، اين آيه:
قال اللَّه تعالى: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ. (فصلت- ٥٣)
يعنى: نموديم ما كفّار مكّه را نشانهاى قدرت خود را در كنارهاى عالم و در نفسهاى ايشان، تا روشن گردد ايشان را كه خالق ايشان حقّ و قادر است، و اين آيه شريفه اشاره است به برهان «انّ».
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. (فصلت- ٥٣)
يعنى: آيا نيست كافى پروردگار تو؟! بلكه او كافى است و گواه است بر همه چيز، و از جمله چيزها اثبات ذات اقدس خود است. پس خود دليل و گواه بر وجود خودش مىتواند شد.
و علما را در تفسير آفاق و انفس اختلاف است:
يكى- آنكه مراد از «آفاق»، كنارهاى جهان باشد و مراد به «انفس» نفسهاى