ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٠
بحقيقة سابقة ذكر اللَّه عزّ و جلّ له من قبل ذكره له
يعنى: حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله با وجود مناعت شأن و قرب به جناب الهى، اظهار عجز و قصور خود مىنمودهاند، و اظهار عجز و قصور، نيست مگر از جهت آنكه مىدانست كه قدرت بشرى به كنه حقيقت ذكر و شكر الهى نمىرسد. و ذكر بنده در جنب او قاصر و ناچيز است.
فمن دونه اولى
يعنى: هر گاه حضرت خير البشر، اظهار عجز كند و اعتراف به قصور خود داشته باشد، پس غير او به طريق اولى بايد عاجز باشند و از اداى حقّ شكر او قاصر.
فمن اراد ان يذكر اللَّه، فليعلم انّه ما لم يذكر اللَّه العبد بالتّوفيق لذكره، لا يقدر العبد على ذكره
اين فقره، اشاره است به سبب عدم قدرت بنده، بر اداى حقّ شكر خداى تعالى.
حاصل دليل آن است كه: هر گاه بنده اراده كرد كه ذكر كند خداى را و حمد و ثناى او بجا آرد، ما دام كه حضرت بارى «عزّ اسمه» ذكر او نكند و توفيق و توانائى او ندهد، قدرت بر ذكر ندارد. و توفيق بر ذكر و قدرت داشتن بر ذكر هم، نعمتى است و به ازاى او شكرى واجب و لازم و همچنين قدرت بر قدرت بر ذكر. و همچنين مىرود إلى غير النّهاية. پس اداى شكر يك نعمت، موقوف است به ادا كردن شكرهاى غير متناهى، و اين محال و موقوف بر محال، محال.
|
بنده همان به، كه ز تقصير خويش |
عذر به درگاه خداى آورد |
|
|
ور نه، سزاوار خداونديش |
كس نتواند كه بجاى آورد |
|