ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٨٣ - باب نود و ششم در دوستى در راه خدا
مناجات كردن او به پروردگار خود و فخر مىكند. و به بركت و عزّت دوستان خود، معمور مىدارد خداى تعالى بلاد و شهرهاى خود را، و به حرمت ايشان، رحم مىكند به ساير بندگان، و به عزّت دعاى ايشان، اجابت مىكند دعاى ساير بندگان را و دفع مىكند بلاها را از ايشان. پس اگر بدانند خلايق عزّت و قرب ايشان را نزد خداى تعالى، هر آينه تقرّب نمىجويند به جناب او مگر به وسيله ايشان، و خاك قدم ايشان را توتياى ديده خود مىكنند.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام: حبّ اللَّه نار لا يمرّ على شيء إلّا احترق، و نور اللَّه لا يطلع على شيء إلّا اضاء، و سماء اللَّه ما ظهر من تحته شيء إلّا اعطاه الفيض، و ريح اللَّه ما تهبّ في شيء إلّا حرّكته، و ماء اللَّه يحيى به كلّ شيء، و ارض اللَّه ينبت منها كلّ شيء، فمن احبّه اللَّه اعطاه كلّ شيء من الملك و المال
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد: دوستى خدا، آتشى است كه به هر چه عبور مىكند او را مىسوزد. يعنى: محبّت الهى و عشق الهى به هر بدن كه جا كرد، آن بدن را مىسوزد. چه، بقدر علاقه به جناب احديّت، علاقه به بدن و ملايمات بدن كم مىشود و رفته رفته بدن ضعيف مىشود و روح قوّت مىگيرد، چنان كه از اطوار ارباب سلوك و رياضت، مشاهده مىشود. و نور الهى نمىتابد بر هيچ چيز مگر آنكه روشن مىكند او را، چنان كه به تجربه معلوم است كه هر كه خدا را به خاطر بيارد بعد از غفلت، از او مىيابد كه دل او روشن شد، بعد از آنكه تيره و سياه بود.
و نيز رحمت الهى بر روى هر چه مىافتد، فيض به او مىبخشد و به سبب آن فيض از ظلمت به نورانيّت منتقل مىشود و نسيم الهى به هر چه وزيدن گيرد، سبب حركت و نموّ او مىشود، و باران الهى به هر چه مىچكد، احياى او مىكند، و در زمين الهى مىرويد هر نعمتى كه مناسب آن زمين باشد، پس هر كه را خداى تعالى دوست مىدارد، مىدهد به او هر چه خواهد از ملك و مال هر چقدر خواهد و به