ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٨
من از آن عيب غافل بودم، پس شايد عملهاى من هم مثل اين پارچه، معيوب باشد و چون در روز قيامت به نظر خبير بصير رسد، عيبهايش ظاهر شود و من از آن غافل باشم.
و رؤيتك ذكرك له، تورثك الرّياء و العجب، و السّفه و الغلظة في خلقه، و استكثار الطّاعة، و نسيان كرمه و فضله
يعنى: اگر در هنگام ذكر الهى، چشم از نعمتهاى عظيمه الهى بپوشى و نعمتهاى غير متناهى او را كه به تو كرامت فرموده در دنيا و آخرت، نظر نكنى و به عمل پست و ذكر ناقص خود نظر كنى، و به حركت مذبوح معيوب خود، كه عبادت نام كردهاى خرسند و شادمان باشى، لا محاله، اين چنين عبادتى و ذكرى، مورث مفاسد عظيمه است و اين چنين عبادتى موجب مهالك شديده.
يكى از آن مفاسد عظيمه «عجب» و «تكبّر» است، چه، در هنگام ذكر هر گاه قدرت و بزرگوارى خداوند عالم را و ضعف و ناتوانى خود را، ملاحظه نكردى و احتياج خود را به او در جميع حركات و سكنات، به خاطر نياوردى و به عبادت و ذكر خود وقعى و اعتبارى راه دادى، به صفت عجب و تكبّر كه اراذل صفات است، موصوف خواهى شد و آخر الأمر، عبادت به ضلالت و ذكر به شقاوت، منجرّ خواهد گشت. «ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ» (زمر- ١٥).
دوم- ريا، چرا كه معنى ريا، غير خدا را در عمل، شريك كردن است و تو چون چشم از احتياج خود از مولاى حقيقى و منعم تحقيقى، پوشيدى. پس گويا گمانت اين است كه در عبادت ضعيف و طاعت نحيف خود، مستقلّى. و تصوّر نكردهاى كه تا تو را وجود نباشد و قدرت و توانائى نباشد، اين عمل از تو صادر نمىتواند شد و همه اينها از خداوند عالم به تو رسيده، و از جناب او به تو فائض شده، و فرق ميان «عجب» و «ريا» به ملاحظه عقل است، ريا به منزله علّت است و عجب، اثرى است مترتّب بر او، مثل ترتّب معلول بر علّت.
سوم- سفاهت كه تابع اين اعتقادات واهيه و لازم اين آراء كاسده است. مثل