ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٩٤ - باب هشتادم در جهاد و رياضت نفس
و كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: يصلّى حتّى يتورّم قدماه و يقول: ا فلا اكون عبدا شكورا!؟ اراد به ان تعتبر بها امّته، و لا يغفلوا عن الاجتهاد و التّعبّد و الرّياضة بحال
مىفرمايد كه: حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله با وجود قرب و منزلت او به جناب احديّت دقيقهاى عبادات از او فوت نمىشد و از كثرت نماز، پاهاى مبارك او ورم مىكرد و به اين حال مىفرمود كه: آيا نبوده باشم من نزد پروردگار، بنده نيك شكركننده؟! و به حكم:
«النّاس على دين ملوكهم».
، امّت را نيز تأسّى به آن حضرت به قدر مقدور، لازم است و اقتدا به او واجب و احتراز از غفلت و كسالت از جهاد نفس، متحتّم.
ألا و انّك لو وجدت حلاوة عبادة اللَّه، و رايت بركاتها و استضأت بنورها، لم تصبر عنها ساعة واحدة و لو قطعت اربا اربا، فما اعرض من اعرض عنها إلّا بحرمان فوائد السّلف من العصمة و التّوفيق
مىفرمايد كه: اگر بيابى تو لذّت عبادت را و فوايد بندگى پروردگار را ادراك كنى و كيفيّت آن را مشاهده نمائى و به نور عبادت، نفس خود را جلا دهى و از كدورتها او را پاك گردانى، لمحهاى از عبادت او فارغ و لحظهاى از بندگى او عاطل نمىتوانى بود، هر چند گوشت بدن تو را به مقراض بچينند. پس هر كه از عبادت و بندگى خدا اعراض كند و رغبت به عبادت چندان نشان ندهد، پس به تحقيق و يقين كه او، لذّت و كيفيّت عبادت نيافته است و به فوايد و عوايد آن راه نبرده است.
قيل لربيع بن خثيم: ما لك لا تنام باللّيل؟ قال: لأنّي اخاف البيات
از ربيع كه يكى از زهّاد است، پرسيدند كه: چرا شب خواب نمىروى و استراحت نمىكنى؟ گفت: مىترسم از شبيخون مرگ. يعنى: مىترسم كه مرگ به من رسد و من در خواب باشم و توفيق انابه و رجوع نيابم.