ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٨
حصائد السنتهم».
يعنى: حذر كنيد از هواها و خواهشهاى نفس خود، چنان كه حذر مىكنيد از دشمنان خود، پس نيست هيچ چيز دشمنتر از براى مردان، از پيروى هواهاى نفس و درويدههاى زبانها. و مجاهده نفس عبارت از آن است كه او را در هواها و خواهشهاى خود، ممكّن نداشته، مسخّر و مقهور عقل، كه فرمانفرماى مملكت بدن است، سازند و مجال سركشى و نافرمانى او، كه موجب اختلال اركان اين بنيان الهى است، نداده، به معونت جنود عقليّه به دفع طغيان و فساد او پردازند، تا سلطان عقل در قلمرو بدن، تمكّن و استقلال يافته و اين قلوب كه منزلگاه قوافل فيوض الهيّه است، از فتن و شرور أ هواى نفسانى، خالى و به زيور آثار خير و مرضيّات ربّانى، حالى گردد. رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا، وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (آل عمران- ٨).
و الحياء منه
يعنى: از جمله فروع و نتايج خلوص نيّت، «حيا» است. يعنى: هر گاه كسى صاحب نيّت خالص شد و سريره و علانيه خود را با خدا يكسان كرد، البتّه مىگردد صاحب حيا و آزرم، و حيايش مانع مىشود كه تعظيم و توقير الهى «كما ينبغى» بجا نياورد و به كارى كه مخالف رضاى او باشد، مرتكب شود. از اين مذكورات، متنا و شرحا مستفاد مىشود كه با اعتقاد درست و اذعان «بما جاء به النّبىّ»، ارتكاب معصيت بسيار، مستبعد است و از اينجا است كه بعضى از فقها، ارتكاب معصيت را، منافى ايمان مىدانند. و دليل جمعى كه قائل هستند به خلود فسّاق در جهنّم، اين است. و اين قول، خالى از قوّت نيست، و بعضى از احاديث نيز مؤيّد اين است.
و هو من طبعه و شهوته و منيته
يعنى: صفت حيا جبلّى و طبيعى خلوص نيّت است و خواهش او را دارد.
صاحب نيّت خالص، هرگز از حيا منفكّ نمىشود و اين دو صفت كمال كه حيا و نيّت خالص باشد، لازم يك ديگرند و از هم جدا نمىشوند. هر چند خلوص نيّت،