ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٦
و قال: الاعمال بالنّيّات، و لكلّ امرء ما نوى
يعنى: هر عملى كه متعلّق باشد به نيّت و بىنيّت واقع نشود، مثل واجبات و مستحبّات، قبول آن عمل، موقوف به نيّت است و بىنيّت نيّت قبول نمىشود و از براى هر كس فراخور خلوص نيّت، ثواب مقرّر است. هر چند در نيّت، خلوص بيشتر است و از آميختگى و امتزاج به غير كمتر، ثواب آن عمل بيشتر است. چون بيان كرد كه هر عملى كه به نيّت است، ناچار است از نيّت، مىخواهد بيان كند كه كيفيّت نيّت چون است و گفت:
و لا بدّ للعبد من خالص النّيّة في كلّ حركة و سكون
يعنى: ناچار است بنده را از نيّت خالص در جميع حركات و سكنات، در هر طاعت و عبادت، كه اگر نيّت در افعال و اعمال خالص نباشد و به اغراض مهلكه مخلوط باشد، از جمله غافلين خواهد بود، چنان كه مىفرمايد:
اذ لو لم يكن بهذا المعنى، يكون غافلا
يعنى: اگر نبوده باشد نيّت او موصوف به خلوص و آميخته باشد به شهوات نفسانى، هر آينه آن كس مىباشد كه از جمله غافلان، بلكه از جمله حيوانات عجم.
و الغافلون قد وصفهم اللَّه بقوله:
و غافلان را وصف كرده است در قرآن مجيد، بقول خود:
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان- ٤٤)
يعنى: كسانى كه افعال خير را نه محض از براى خدا مىكنند، مثل چارپايان هستند، بلكه پستتر، چرا كه چارپايان به واسطه نداشتن عقل و تميز، عمر ايشان صرف «لا يعنى» مىشود و مع هذا، به آن كارى كه از براى او مخلوق هستند، مثل باركشى و سوارى، به قدر مقدور تقصير نمىكنند. بيچاره آدمى، با وجود عقل و تميز و مكلّف بودن به اوامر و نواهى، هر گاه به مقتضاى عقل خود عمل نكند، به