ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٤٤ - باب هفتاد و دوّم در بيان موعظه و پند
را زياد مىكند و به بركت مجالست با او، اين همه منافع به تو مىرسد.
قول لا يجاوز فعله، و فعل لا يجاوز صدقه، و صدق لا ينازع ربّه فجالسه بالحرمة
يكى از آن سه خصلت آنكه گفتار او موافق كردار باشد، به آنچه به غير مىگويد از اوامر و نواهى، خود نيز عمل كند.
دوم آنكه كردارش هم راست و درست باشد و از دروغ و مكر و حيله محترز و مجتنب باشد.
سوم آنكه راستگو باشد، راست گفتنى كه منافى رضاى الهى نباشد، مثل راستى كه موجب هلاكت خود يا مؤمنى نشود. چه دروغ منجى، به از راست مهلك است. پس بنشين با كسى كه موصوف به اين سه خصلت است، به عزّت و حرمت.
يعنى تا با او نشستهاى پيش خدا معزّز و محترمى، يا آنكه در هنگام مجالست با او، رعايت حرمت و عزّت او كن و چنان مكن كه او از مجالست تو آزار بيند. يعنى:
موافق خواهش او با او مجالست كن، اگر در طول صحبت متأذّى باشد، بسيار منشين و اگر راضى باشد، بنشين. و به همين قياس در ساير اطوار سلوك، تابع رضاى او باش.
و انتظر الرّحمة و البركة
و تا با او نشستهاى منتظر رحمت الهى باش كه نظر رحمت او با تو است و به بركت نظر رحمت او با نصيب و بهرهمندى.
حديث است كه مؤمن تا در مجلس عالم عامل نشسته است، ملائكه رحمت به امر عزّت، رحمت و بركت به آن مؤمن نثار مىكنند. چنان كه حديث است كه مصلّى تا مشغول نماز است، مشمول رحمت الهى است و ملائكه رحمت، رحمت و مغفرت نثار او مىكنند. و وجه استحباب دست بر سر ماليدن بعد از نماز را بعضى از فضلا به جمع كردن اين رحمتها و تملّك اين كرامتها تفسير كردهاند.