ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٩٥ - باب شصت و سوّم در آداب فتوى دادن
ارتكاب او نمىتوان كرد و فتوى نمىتوان داد. چنان كه به صحّت پيوسته كه:
علاّمه حلّى (ره) را بعد از فوت به خواب ديدند و از كيفيّت احوالش استفسار نمودند؟ جواب گفت: «لو لا زيارة الحسين و تصنيف الالفين، لهلكتنى الفتاوى»، يعنى: اگر زيارت امام حسين عليه السّلام نكرده بودم و تصنيف الفين، (كه دو هزار دليل است بر اثبات امامت بلا فصل مرتضى علىّ عليه السّلام، نكرده بودم)، هر آينه هلاك مىكرد مرا فتواها كه كرده بودم.
او لا يعلم المفتى انّه هو الّذى يدخل بين اللَّه و بين عباده، و هو الحائل بين الجنّة و النّار
يعنى: آيا نمىداند مفتى كه در وقت فتوى دادن، داخل شده است ميان جناب عزّت و بندهاى كه مستفتى باشد و حكم خدا را به او مىرساند و كار پيغمبر مىكند، و ايستاده است در ميان بهشت و دوزخ. كه اگر در آنچه مىگويد و فتوى مىدهد، صادق باشد و موافق گفته شارع باشد، از اهل نجات است و داخل بهشت مىشود، و اگر العياذ باللَّه، مخطى باشد و از روى علم و دانش نباشد، هالك است و داخل جهنّم خواهد شد.
قال سفيان بن عيينة: كيف ينتفع بعلمى غيرى و انا حرمت نفسي نفعها
از سفيان بن عيينه مروى است كه مىگفته است كه: چگونه منتفع شود از علم من غير من، در حالى كه نفس من از او منتفع نباشد و من از او محروم باشم و به آنچه مىگويم، عمل نكنم.
و لا تحلّ الفتيا في الحلال و الحرام بين الخلق إلّا لمن كان اتّبع الخلق من اهل زمانه و ناحيته و بلده بالحقّ
مىفرمايد كه: فتوى دادن حلال نيست در حلال و حرام در ميان خلق، مگر از براى كسى كه متابعت او، حقّ را بيشتر از متابعت اهل زمان خود و ناحيه خود باشد، يعنى: افضل و اتقى و اصلح شهر خود باشد و در آن شهر و ناحيه، در فضيلت و