ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٥
مستحقّ عذاب يا محروم از ثواب گردد. حاصل آنكه بنده بايد چنان باشد كه هر گاه به توفيق الهى مرتكب فعل طاعتى شود، در حركات و سكنات آن فعل مطّلع حال خود باشد، كه مبادا در آن حركات امر ناملايمى، مثل قصد ريا، يا مانند او، از او صادر شود و به سبب او آن عمل باطل شود و همچنين هر گاه به عصمت الهى ترك معصيتى كند، بايد باز از حال خود غافل نباشد، كه مبادا قصد بدى از بابت كبر و عجب از او سانح شود. حاصل آنكه لفظ «توفيق» و «عصمت» در عبارت متن، اشاره به تقسيم نعمتهاى الهى است، چنان كه محقّقين گفتهاند كه: جميع نعمتهاى الهى منقسم مىشود به دو قسم، نعمت نفع و نعمت دفع، نعمت نفع عبارت از اعطاى منافع و مصالح هر شخص است، مثل استواى خلقت و لذّات جسمانى، مثل طعام و شراب و لباس و نكاح و غير اينها، و نعمت دفع، عبارت از دفع كردن مفاسد و مضارّ است، خواه داخلى مثل دفع آفتهاى نفس و امراض و علل بدنى، خواه خارجى، مثل دفع اذيّت و آزار موذيات، از انس و جنّ و سباع و هوام و مانند اينها، و نعمتهاى اخروى هم منقسم است به دو قسم، نعمت توفيق، مثل توفيق يافتن بر اسلام و ايمان و توفيق بر طاعت و عبادت، نعمت عصمت، مثل تبرّى از شرك و كفر و اجتناب كردن از فسوق و عصيان.
و قوام ذلك كلّه بالافتقار إلى اللَّه و الاضطرار إليه، و الخشوع و الخضوع، و مفتاحها الانابة إلى اللَّه تعالى مع قصر الامل
يعنى: محفوظ ماندن افعال و اعمال از اغواى شيطان، نمىشود مگر به مدد و يارى خداوند عالم، و متوسّل شدن به جناب او، و اعتراف نمودن به عجز و شكستگى، و توفيق از او خواستن و مدد از او طلبيدن در جميع كارها، و كليد همه و عمدهتر از همه، ملازم بودن انابه و استغاثه است به جناب احديّت، و كوتاه كردن اميد و آرزوها، به دوام ذكر موت، كه هادم اللّذات است.
و عيان الوقوف بين يدى الجبّار.