ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٤٠ - باب پنجاه و چهارم در باره اخذ و اعطاء
را كه گرفتن است، فاضلتر دانسته است از بخشش كردن، كه نفع آخرت است.
و ينبغى للمؤمن اذا اخذ ان ياخذ بحقّ، و اذا اعطى ففي حقّ و بحقّ و من حقّ
مىفرمايد كه: لازم است مؤمن را كه هر گاه اخذ كند از كسى و چيزى ستاند از كسى، به حق ستاند. يعنى بىطلب باشد و موافق شرع باشد، و هر گاه احسان كند به كسى، از براى خدا باشد و منّت به او نگذارد، و از روى عزّت باشد، نه از روى خفّت.
فكم من اخذ معط دينه و هو لا يعلم، و كم من معط مورث نفسه سخط اللَّه
يعنى: چه بسيار هستند كسانى كه مىگيرند از مردم چيزى و به آن گرفتن دين و آخرت خود را تباه مىكنند، مثل آنكه با عدم استحقاق، اظهار فقر و فاقه مىكنند و حقوق اللَّه را كه مال فقراء است قبول مىكنند. و چه بسيار هستند جمعى كه چيزى به فقرا مىدهند و به آن دادن، غضب خدا را متوجّه خود مىكنند. يعنى:
مىدهند از روى خفّت و منّت، نه از روى قربت و عزّت.
و ليس الشّان في الاخذ و الاعطاء، و لكن في النّاجى، و النّاجى من اتّقى اللَّه في الاخذ و الاعطاء، و اعتصم بحبل الورع
مىفرمايد كه: نيست كار ما و شغل ما در اصل دادن و استدن، بلكه حرف ما در بيان ناجى از اينها است، كه اهل نجات از اينها كدام است؟ مىفرمايد كه: ناجى در اخذ، كسى است كه آنچه اخذ كند تفحّص كند كه حرام و غصب نباشد و اگر حقوق واجبى باشد، بدون استحقاق نگيرد و در همه حال متشبّث و متمسّك به حبل ورع و تقوى باشد و از دايره تقوى قدم بيرون نگذارد. و ناجى در عطا كسى است كه آنچه مىدهد، حرام و مغشوش نباشد، و منّت نگذارد، و به حضور كسى