ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٣
عبّاسى «كبوتر پرانى» را بسيار دوست مىداشت. از يكى از علماى عصر خود پرسيد كه: كبوتر بازى و گروبندى كبوتر چون است، مشروع است يا نه؟ او از جهت رعايت خاطر خليفه گفت: مشروع است و حديثى از پيش خود اختراع نمود و نسبت به حضرت پيغمبر داد، كه آن حضرت فرموده است كه:
«لا سبق إلّا في نصل او خفّ او حافر او ريش».
، يعنى: گرو بستن مشروع نيست مگر در تيراندازى، اسب دوانى و كبوتر پرانى، و جزء اخير را از پيش خود زياد كرد، خليفه از حدس، يافت كه «ريش» را او به محض جلب قلب او زياد كرد، توجّه به او ننمود و وظيفه مستمرّى كه از سر كار او داشت، نيز قطع نمود و ديگر وظيفهاى به او نداد و به مقتضاى: «من خدع، خدع»، نقيض مدّعاى او حاصل شد. و نيز نگاه دارد مال خود را از اختلاط به حرام و نگذارد كه مال او مخلوط و ممزوج شود به حرام و مشتبه كه مال مخلوط به حرام نيز در حكم حرام است و خاصيّت حرام و مشتبه، كه ايراث قساوت قلب است، از او نيز مترتّب مىشود، چنان كه شراب، حرام و مسكر است و تخمير عقل مىكند، شراب حلال نيز مستى دارد و عقل را زايل مىكند و اثر خود مىبخشد. پس هر كه به اين صفات ثلاثه موصوف شد، از جمله صالحان است و در قيامت با ايشان محشور خواهد شد.
قال النّبىّ صلّى اللَّه عليه و اله: العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة، و هو علم الانفس
حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمايد كه: طلب كردن علم و تحصيل آن، واجب است بر همه كس، چه مرد و چه زن، و اين علم كه تحصيلش بر همه كس واجب است، راه بردن است به مصالح و مفاسد نفس، كه چه چيز موجب صلاح نفس است و چه چيز باعث فساد آن. يعنى دانستن اقسام حكمت عملى و عمل به آن نمودن، پس معلوم شد كه علمى كه آدمى مكلّف است به تحصيل آن، علم به احكام شرع است، و اقسام حكمت نظرى و عملى و علمهاى ديگر، مثل علم به قوانين معاملات و ايقاعات خارج هستند از علم مذكور، و ممكن است كه مراد از علم نفس علم به