ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٠٣ - باب چهل و هفتم در باره مدح و ذمّ
چنان كه فرموده است حضرت بارى تعالى: كافى است تو را گواه بودن خداى تعالى در جميع احوال تو.
و من لا يقدر على صرف الذّمّ عن نفسه، و لا يستطيع على تحقيق المدح له، كيف يرجى مدحه او يخشى ذمّه
يعنى: هر گاه كسى خود مستحقّ ذمّ باشد و نتواند ذمّ را از خود بر طرف كند و با نفس خود برنيايد، چه اميد مدح از او توان داشت؟ كه مدح كسى كند، يا ذمّ كند؟! و مدح و ذمّ او چه اعتبار داشته باشد؟!
و اجعل وجه مدحك و ذمّك واحدا
و بگردان مدح و ذمّ مردم را نسبت به خود مساوى.
وقف في مقام تغتنم فيه مدح اللَّه عزّ و جلّ لك و رضاه، فانّ الخلق خلقوا من العجز، من ماء مهين، فليس لهم إلّا ما سعوا
مىفرمايد كه: هميشه در مقام اين باش كه مدح خداوند عالم شامل حال تو باشد و از اين غنيمت عظمى، مغتنم باشى. چرا كه خلقت انسان، در نهايت ضعف و سستى است، و از آب سست كه نطفه باشد، آفريده شده است. و نيست از براى او از نفع و ضرّ اخروى، مگر آنچه به سعى خود تحصيل كرده و مستحقّ شده.
قال اللَّه عزّ من قائل: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى. (نجم- ٣٩)
چنان كه خداوند عزيز در قرآن عزيز فرموده: نيست از براى آدمى مگر آنچه به سعى خود تحصيل كرده است از خير و شرّ، و نيز فرموده است كه:
وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً، وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً. (فرقان- ٣)
يعنى: مالك نيست آدمى و قدرت ندارد از براى خود نه منفعت را و نه مضرّت