ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٨٦ - باب چهل و چهارم در آداب خواب
منبّهى است اهل بصيرت را، از براى موت و تأييد قوى است از براى ثبوت معاد چنان كه فرموده:
فانّ النّوم اخو الموت، فاستدلّ بها على الموت الّذى لا تجد السّبيل الى الانتباه فيه، و الرّجوع إلى اصلاح ما فات عنك
يعنى: به تحقيق كه خواب، برادر مرگ است. چنان كه در مرگ، تعطيل حواسّ و قوى است، خواب نيز چنين است. يا آنكه برادرى، به اعتبار قرب و نزديكى خواب باشد به موت. يعنى: خواب به موت نزديكتر است تا بيدارى، چرا كه در عالم خواب، علاقه روح به بدن كم مىشود و در تعلّق گرفتن به بدن و بيدار شدن، محتاج به رخصت است كه اگر از جناب احديّت مرخّص بشود و تعلّق بگيرد، بيدار شود و گر نه، بالكلّيّه قطع تعلّق نمايد، تا موت حقيقى باشد. نيز فرموده است كه:
حكيم على الاطلاق، به حكمت كامله خود، خواب را نمونه مرگ كرد، تا اهل بصيرت استدلال كنند از خوابى كه شبيه به موت است و امكان بيدارى دارد، به موتى كه احتمال بيدارى ندارد، مگر روز بعث و تلافى. و تدارك ما فات در او ميسّر نيست و جز ندامت و پشيمانى حاصل نه. تا آدمى از هر خوابى كه بيدار شود، از خواب غفلت نيز بيدار شود و شكر الهى بجا آرد، كه به توفيق الهى، توفيق بيدارى يافت و تدارك ما فات مىتواند كرد. و خوابى نبود كه بيدارى نداشته باشد و از آن خواب انديشه كند و از فعل طاعت و اجتناب از معصيت، تقصير نكند. از اين جهت سجود كردن بعد از خواب و خواندن دعاى:
«الحمد للَّه الّذى احيانى بعد ما اماتنى، اليه البعث و إليه النّشور».
، سنّت است.
و من نام عن فريضة او سنّة او نافلة فاتته بسببها، فذلك نوم الغافلين، و سيرة الخاسرين، و صاحبه مفتون، و من نام بعد فراغه من اداء الفرائض و السّنن، و الواجبات من الحقوق، فذلك نوم محمود
مىفرمايد كه: هر كه بعد از دخول وقت نماز واجبى يا سنّتى و پيش از اداى نماز