ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٣٦ - باب سى و پنجم در بيان تكلّف
باشد و به يقين از جانب شارع متلقّى باشد، چون نه از روى اخلاص و رغبت است، خطا است و به آن عمل، اجرى و ثوابى نخواهد داشت، بلكه آثم خواهد بود و هر كه به طوع و رغبت عملى كند، هر چند آن عمل در واقع خطا باشد و از جانب شارع متلقّى نباشد كه چون از روى خواهش است و مقارن خلوص است، به ثواب آن مىرسد. مثل نماز شب، كه اجماع است به صحّت و فضيلت وى، اگر او را كسى نه از براى خدا بجا آرد و به طوع و رغبت و خلوص، اتيان به او نكند، آن عمل باطل و ضايع است و نزد حضرت بارى تعالى، آثم و گناهكار است. و ثانى، مثل آنكه كسى حديثى ديد كه: هر كه فلان عمل كند، فلان ثواب دارد و آن كس آن عمل را از براى محض امتثال شارع بجا آورد، البتّه به ثواب او مىرسد. و خداوند عالم از وفور شفقت و فرط كرم و رحمت، آن ثواب را به او مىدهد، هر چند آن حديث صحيح نباشد. و در اين باب احاديث بسيار است.
غرض عمده در عبادت، خواه واجبى و خواه سنّتى، رغبت و خلوص است.
و المتكلّف لا يستجلب في عاقبة امره إلّا الهوان، و في الوقت إلّا التّعب و الغناء و الشّقاء
مىفرمايد كه: هر كه عملش نه محض از براى خدا باشد و به «اعراض مزيّفه»، مخلوط و ممزوج باشد، حاصل نمىشود در عاقبت از براى او، مگر خوارى و خفّت و در وقت عمل، مگر تعب و زحمت.
حاصل آنكه حاصل عمر مرائى در دنيا زحمت است و تعب، و در آخرت خوارى و خفّت، «خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ، ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ» (حج- ١١).
و المتكلّف ظاهره رياء، و باطنه نفاق، و هما جناحان يطير بهما المتكلّف
مىفرمايد كه: مرائى، ظاهر او ريا است و باطن او نفاق، چرا كه عملش هر چند صورت عبادت دارد، امّا چون از روى تكلّف است و از روى اخلاص نيست، ريا