ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٠٠ - باب بيست و هفتم در بيان سكوت
كلام را كه چه جوهر لطيفى است، او را به هرزه خرج نمىكند و بىضرورت از مخزن دهن، بيرون نمىكند.
و من اشرف على لطائف الصّمت، و ائتمن على خزائنه، كان كلامه و صمته عبادة
يعنى: هر كه مطّلع شد بر لطايف و فوايد خاموشى و راه به خزاين او برد و معايب و مضارّ تكلّم، به او معلوم شد، تكلّم و صمت او، عبادت است. امّا حرف زدن: به واسطه آنكه چون به معايب تكلّم راه برده است، البتّه حرف زدنش به قدر ضرورت خواهد بود و تكلّم به قدر ضرورت، عبادت است. و امّا خاموشى: ظاهر است و احتياج به بيان ندارد.
و لا يطلع على عبادته هذه إلّا الملك الجبّار
مىفرمايد كه: از جمله فوايد صمت آن است كه، صمت عبادتى است كه مطّلع نيست بر او مگر حضرت بارى، عزّ اسمه، به خلاف ساير عبادات، از نماز و روزه و حجّ و غير اينها از فرائض و سنن، كه چون بودن اينها عبادت، امرى است مشهور و معروف. و وصف عبادت، لازم اينها است: هر كه اين عملها را از كسى مىبيند، مىگويد كه: او عبادت مىكند، به خلاف صمت، كه صامت را كسى نمىگويد كه عبادت مىكند، با وجود آنكه آن از اهمّ عبادتها است و غير حضرت بارى به او اطّلاع ندارد، پس مرتبه او كاملتر از عبادتهاى ديگر است.