روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
مىكردند و مىگفتند:تو سيّد مايى و پيشواى مايى و تو چيزى آوردهاى كه در عرب و عجم كس مانند آن نياورد و غرض ايشان آن بود تا او را مخادعت كنند و بفريبند تا باشد كه او مقاربت كند و بسازد با ايشان در بعضى مراد ايشان،خداى تعالى او را از آن عصمت كرد و اين آيت فرستاد.عبد اللّه عبّاس گفت:وفد ثقيف به نزديك رسول آمدند و گفتند:با ما سه كار بكن تا ايمان[١٤١-پ]آريم،رسول [١]گفت:آن چيست؟گفتند در نماز دولّا بنباشيم و اصنام را به دست خود نشكنيم [٢]و يك سال ما را به لات ممتّع دارى.رسول-عليه السّلام-گفت:خيرى نباشد در نمازى كه در او ركوع نبود و سجود [٣]و امّا آنكه اصنام به دست خود نشكنى [٤]اين روا باشد،و امّا تمتيع [٥]به لات.من اين نكنم.گفتند:يا محمّد ما را مىبايد كه از ميان عرب [٦]تخصيصى باشد كه از ديگران مميّز باشيم.اگر گويند:چرا كردى؟گو:مرا خداى فرمود.رسول-عليه السّلام-ايشان را رها كرد و آب بخواست و وضو نماز كرد.گفتند:
يا محمّد [٧]!اكنون ما را يك سال مهلت ده تا ما براى بتان خود هديهاى سازيم.آنگه ايمان آريم.رسول-عليه السّلام-انديشه كرد كه [٨]ايشان را مهلت دهد.خداى تعالى اين آيت فرستاد:
وَ إِنْ كٰادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ،و نزديك بود كه اين كافران تو را مفتون كنند و از جاى خود ببرند.از اين قرآن كه ما به تو وحى كرديم تا چيزى دگر بر ما [٩]فروبافى. وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ،پس آنگه تو را دوست گيرند.زجّاج گفت:«ان»و«لام»،صله است براى تأكيد و«ان»،مخفّف است از ثقيله براى آن«لام»در خبر او است و التقدير:و انّهم كادوا،و معنى آن است كه:كادوا يفتنونك،نزديك بود كه تو را بفريبند و كاد فعل مقاربه است و اين فتنه اين جا استذلال [١٠]و مكر و خديعه است.و گفتند:مراد اضلال [١١]است،و اصل فتنه نوعى امتحان باشد كه به آن طلب كنند خلاص چيزى از آنچه با او ملابسه كرده باشند. آنگه حقتعالى منّت نهاد،گفت:
[١] .قم+عليه السلام.
[٢] .آج،لب:بشكنيم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:ركوعى و سجودى نبود.
[٤] .آب،آز:نشكنيد،لب:نشكند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:تمتع.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم+ما را.
[٧] .مل:رسول الله.
[٨] .قم:تا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:فرا.
[١٠] .قم:استزلال.
[١١] .آج،لب:ضلال.