روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣ - ترجمه
وَ لَقَدْ بَعَثْنٰا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً ،حقتعالى گفت:من در هر امّتى [١]و گروهى و قرنى و جماعتى پيغامبرى فرستادم از ايشان [٢]، أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ،أى بأن اعبدوا اللّه به آنكه خداىپرستى.و گفتند،معنى آن است:فقالوا و أمروا أن اعبدوا،گفتند قوم خود را كه:خداى را پرستى.در وجه اوّل«با» [٣]محذوف است و در وجه دوم قول،لدلالة الكلام عليه،و از طاغوت بپرخيزى [٤]و طاعت [٥]هرچه بدون [٦]خداى آن را پرستند. [٧]و گفتهاند:فعلوت باشد من الطغيان. فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللّٰهُ :بهرى از آن امّتان آن بودند كه خداى ايشان را هدايت داد [٨]به الطاف و تمكين و مقرّبات و مسهّلات ايمان تا ايمان آوردند و اختيار طاعت كردند و مستحقّ ثواب شدند،و بهرى آن بودند كه بر كفر اصرار كردند تا عذاب بر ايشان واجب شد،و ضلالت [٩]اين جا [١٠]مراد ضلال [١١]باشد از ره [١٢]بهشت،و روا باشد كه خبر باشد [١٣]ازآنكه ايشان ايمان نخواهند آوردن و بر كفر خواهند مردن [١٤]عبارت از اين معنى به لفظ حَقَّتْ گفت [١٥]، اى وجبت.آنگه گفت:بروى در زمين و بنگرى تا چگونه بود عاقبت كار آن مكذّبانى [١٦]كه پيغامبران را تكذيب كردند و به دروغ داشتند.
إِنْ تَحْرِصْ عَلىٰ هُدٰاهُمْ ،آنگه خطاب كرد با رسول و گفت:اگرچه تو حريصى [١٧]بر ايمان ايشان، فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ ،كار در حرص [١٨]تو بسته نيست خداى هدايت نكند آن را كه [١٩]گمراه باشد،يعنى الطافى كه با مؤمنان كند با كافران نكند ازآنجا كه داند ايشان را لطف نباشد.و وجهى دگر [٢٠]آنكه حكم
[١] .آج،لب:امّت.
[٢] .قم:ندارد.
[٣] .آج،لب:ما.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:برخيزى.
[٥] .جميع نسخه بدلها:طاغوت.
[٦] .آج،لب:بدان.
[٧] .قم+باشد.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:كرد.
[٩] .آط،آب،آز،آج،لب:ضلال.
[١٠] .آب،آج،لب:آنجا.
[١١] .آج،لب:ضلالت.
[١٢] .قم،آب،آز:راه.
[١٣] .قم:بود.
[١٤] .جميع نسخه بدلها:مرد.
[١٥] .جميع نسخه بدلها:كرد.
[١٦] .جميع نسخه بدلها:مكذّبان.
[١٧] .قم:حريص باشى.
[١٨] .آط،آز،آج:حريصى،لب:حريص.
[١٩] .جميع نسخه بدلها+او.
[٢٠] .آج،لب:ديگر.