روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٧ - ترجمه
كلّفت مجهولها نوقا يمانية
إذا الحداة على أكسائها حفدوا
و«فعله»از جملۀ بناهاى جمع فاعل باشد،كالسّفرة و البررة و الحملة. وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبٰاتِ ،و روزى كرد شما را از ملاذّ و مشتهيات حلال پاكيزه. أَ فَبِالْبٰاطِلِ يُؤْمِنُونَ ،به باطل ايمان مىآرند؟عبد اللّه عبّاس گفت:مراد اصنام است و به نعمت خداى كافرند يعنى [١]توحيد او؟و گفتهاند:مراد به باطل شيطان است كه ايشان را بحيرة و سائبه و وصيله و حام فرمود.و بنعمت اللّه،يعنى محلّلات كه خداى تعالى مباح كرده باشد كافرند.
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،و مىپرستند فرود خداى،و گفتهاند:جز خداى را مٰا لاٰ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً .«ما»نكرۀ موصوفه است،چيزى كه مالك و قادر نيست بر ايشان كه [٢]ايشان را روزى دهد از آسمان و زمين،نه از آسمان باران تواند [٣]آوردن [٤]و نه از زمين نبات روياند [٥].و قوله: شَيْئاً ،فرّاء گفت:نصب او برآن است كه مفعول«رزق»است مصدر در او عمل فعل كرده است،كانّه قال:أن يرزقوهم شيئا، و مثله قوله: أَوْ إِطْعٰامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ، يَتِيماً... [٦]،و قوله: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفٰاتاً أَحْيٰاءً وَ أَمْوٰاتاً [٧]،جز كه اين نصب بر حال است و آن بر مفعول به و التّقدير:تكفتهم احياء و امواتا.و وجهى دگر در نصب او آن است كه بدل«رزقا»باشد،و التقدير:
لا يملك لهم رزقا لا قليلا [٨]و لا كثيرا. وَ لاٰ يَسْتَطِيعُونَ ،و نتوانند و قادر نباشند.
فَلاٰ تَضْرِبُوا لِلّٰهِ الْأَمْثٰالَ ،با خداى تعالى امثال و اشباه [٩]فرومدارى بل او [١٠]را يكى دانى كه خداى داند خطاى آنكس كه او با خداى مثل و مانند بدارد و شما ندانى خطاى آن از صواب،براى آنكه نظر نكردهاى تا شما را به علم رساند.
آنگه حقتعالى مثل زد و گفت: ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً ،خداى مثلى بزد و آن آن است كه بندۀ مملوك كه بر هيچ قادر نباشد،يعنى مالك خود نباشد[٩٨-ر]و
[١] .قم+به.
[٢] .قم:نيستند بر آنكه،آج،لب:بر آنكه.
[٣] .آج،لب:توانند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:آورد.
[٥] .آج،لب:رويانند،آب:رويانيد.
[٦] .سورۀ بلد(٩٠)آيۀ ١٤ و ١٥.
[٧] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٢٥.
[٨] .قم:رزقا قليلا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:اشباه و امثال.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:واو.