روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه
فروفرستيم.به آن آب باران،نبات برويد از زمين انواع [١]و آميخته شود و به هم برپيخته شود.آنگه بس برنيايد كه بينا كه آن را تازه و سبز و مؤنق و با طراوت مىبينى،زرد شود و خشك گردد و باد آن را در جهان ببرد.دنيا با اين ماند،بينا كه مرد در او بر سر عيش و عشرت و كامرانى و كاروانى و جوانى و مال و فرزندان و نظام امور كارها ساخته و مرادها حاصل كرده،برگردد از اين روى برآن روى[توانگرى با درويشى بدل شود و تندرستى به بيمارى و كارروانى] [٢]به فروماندگى و زندگانى به مرگ تا هرچه ديده باشى به خلاف آن شود،چنان كه اگر ببينى بازنشناسى.مطرّف بن عبد اللّه بن الشّخّير گفت:در خفض عيش ملوك منگر و درجۀ [٣]ملوكانۀ ايشان در آن نگر كه عنقريب يا حال ايشان منقلب شود و ملك منتقل،يا ايشان از [٤]ملك و ملك زائل و مرتحل [٥].محمّد بن الحسين بن عبيد [٦]گفت،بر كوشكى ديدم نوشته- باعالى الحجار [٧]-اين بيتها:
باللّه ربّك كم قصر مررت به
قد كان يعمر باللّذات و الطّرب
طارت عقاب [٨]المنايا في جوانبه
فصار من بعده للويل و الخرب
يكى از جملۀ صالحان گفت:مرا به سواد كوفه شغلى بود به خورنق و سدير بگذشتم آن سرايهاى نعمان منذر ديدم بيران شده و از او الّا رسوم و آثار نمانده، بايستادم ساعتى اعتبار را.آنگه گفتم:اين سكّانك؟اين جيرانك؟ما فعل قطّانك؟هاتفى آواز داد:
افناهم حدثان الدّهر و الحقب
و غالهم زمن فى صرفه نوب
كانوا فبانوا و فى الايّام معتبر
حتّى تصرّف فى اطوارها العقب
مساءة و سرور تلوه ترح
و غبطة شوبها همّ له [٩]كرب
علىّ بن ابى مريم گفت:به سويقۀ عبد الوهّاب بگذشتم و خراب شده بود،بر ديوارى نوشته ديدم:
[١] .قم:به انواع.
[٢] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[٣] .قم:هرچه صفت.
[٤] .قم:تا ايشان را.
[٥] .قم+هيچ نماند.
[٦] .آط،آب،آج،لب:العبيد.
[٧] .آط،آج،لب:الحجاب.
[٨] .اساس:عفات،كه به قياس ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:قوله،كه به قياس ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.