روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٨ - ترجمه
چون نعمت كنيم بر آدمى،برگردد و دور كند جانب خود چون به او رسد بدى،باشد نوميد.
[١٤٥-پ] بگو همهكس كار كند بر خوى خود،خداى شما داناتر است به آنكه او راهيافتهتر است.
مىپرسند تو را از روح،بگو كه روح از فرمان خداى من است و ندادند [١]شما را از علم مگر اندكى.
و اگر خواهيم ببريم آنچه [٢]وحى كرديم به تو،پس نيابى تو را به آن بر ما وكيلى.
مگر بخشايشى از خداى تو كه فضل او بر تو بزرگ بوده است.
بگو اگر گرد آيند انسيان [٣]و جنّيان [٤]بر آنكه بيارند مانند اين قرآن،نيارند مانند [٥]آن،و اگر باشد بهرى بهرى را پشت.
بگردانيديم براى مردمان در اين قرآن از هر مثلى،سرباززدند [٦]بيشترين مردمان مگر كفران نعمت.
گفتند:باور نداريم تو را،تا برآرى [٧]براى ما از زمين چشمهاى.
يا باشد تو را بستانى [٨]از درختان خرما و انگور.برانى [٩]جويها ميان آن راندنى [١٠].
[١] .آط،آب،مل،آج،لب:نداديم،قم:نه دادند.
[٢] .قم،آط،آب،آج،لب:به آنچه.
[٣] .قم،مل:آدميان،آط،آب:آدمى.
[٤] .قم،مل:پريان،آط،آب،آج،لب:پرى.
[٥] .قم:بهمانند.
[٦] .قم،مل:سربازدند/سرباززدند با ادغام دو حرف همجنس در يكديگر.
[٧] .قم:روان كنى.
[٨] .قم:بهشتى.
[٩] .قم:بر آرى.
[١٠] .قم:روان كردنى.