روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٦ - ترجمه
قٰالَ أَ رَأَيْتَكَ ،گفتند:عرب اين كلمه استعمال كنند در جاى اخبرنى و قل لى، گفت:بگو مرا.و كاف را محلى نيست از اعراب،و اين براى تأكيد خطاب آورد.
يقولون أ رأيتك لو كان كذا،و المعنى أ رأيت.و در معنى آيت دو قول گفتند:يكى آنكه معنى اين است كه خبر ده مرا تا اين را كه بر من تفضيل دادى چرا تفضيل دادى و او را از خاك آفريدهاى و مرا از آتش.اين جمله بيفكند.لدلالة الكلام عليه.و اين وجه [١]ضعيف است،لمخالفته الظّاهر.و وجه [٢]ديگر آن است كه:بينى اين را كه بر من تكريم و تفضيل دادى اگر مرا تأخير كنى و مهلت دهى تا به روز قيامت فرزندان او را ببرم و به معصيت راه نمايم و با آن دعوت كنم،مگر اندكى را،و آن معصومانند.
و الاحتناك،الاجتياح [٣]و الاستيصال.يقال:احتنك فلان ما عند فلان من مال او علم او غير ذلك اذا استقصاه [٤]و اخذه كلّه و احتنك الجراد الزّرع اذا اكله كلّه.
قال الشاعر:
نشكوا اليك سنة قد اجحفت
و احتنكت اموالنا و جلفت
و اصل او من قول العرب:حنك الدّابة يحنكها،چون رسنى در [٥]حنك زيرين او بندند تا به منزلت لگام باشد.يعنى ايشان را چنان كه من خواهم رسن در حنك بسته مىگردانم الّا معصومانى كه خداى تعالى استثنا كرد،فى قوله:
إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ... [٦] ،عبد اللّه عبّاس گفت: لَأَحْتَنِكَنَّ لاستولينّ،مجاهد گفت:يعنى لأحتوينّ و لاجمعنّ،ابن زيد گفت:لاضلّنّهم، حقتعالى جواب داد.گفت: اِذْهَبْ ،برو اى ابليس كه هركس كه پسرو تو باشد از ايشان فَإِنَّ جَهَنَّمَ ،دوزخ جزا و پاداشت ايشان باشد.جزاى تمام.و الوفور، الإتمام،و الوافر،التّامّ [٧].يقال:وفرت عليه حقّه افره [٨]وفرا [٩]و وفورا،فهو موفور،قال زهير:
و من يجعل المعروف من دون عرضه
يفره و من لا يتّق الشّتم يشتم
قوله: وَ اسْتَفْزِزْ ،آنگاه خطاب كرد با شيطان به لفظ امر و مراد تهديد، وَ اسْتَفْزِزْ ،
[٢] [١] .آط،آب،آز،آج،لب:وجهى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:احتياج.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:استقصيه.
[٥] .قم،آط،مل+زير.
[٦] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٤٢.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:تمام.
[٨] .قم:اوفره.
[٩] .قم،فرا.