روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧١
به آنكه فاعل«منع»است، أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً ،يا عذاب به ايشان آيد، قُبُلاً ، اى مقابلة و معاينة،چنان كه ايشان معاينه بينند و به ضرورت دانند[١٦٦-ر].
كوفيان خواندند: قُبُلاً ،به ضمّ«قاف»و«با»،آنگه آن را دو معنى باشد، يكى:مقابلة و معاينة،و يكى:جمع قبيل،كقميص و قمص،يعنى انواع عذاب.و باقى قرّاء خواندند:«قبلا»به كسر«قاف»و فتح«با»،و آن را معنى مقابلة[و]معاينة باشد.كلبى گفت:مراد،قتل به تيغ است كه روز بدر بود،يعنى هيچ عذر نماند اين كافران را در توقّف از ايمان،از آمدن كتب و رسل و اعذار و انذار و انواع بيان،مگر عذاب استيصال كه به ايشان آيد،چنان كه طريقت و عادت پيشينگان بود يا عذاب تيغ يا عذاب قيامت به ايشان آيد،يعنى ايشان به منزلت آنانند كه طالب عذاب باشند،آنگه ايمان آرند.عند آن بر سبيل الجا ايمانى كه سود ندارد ايشان را، چنان كه يكى از ما گويد:ما منعك من الصّلاح الّا انّك لم تضرب [١].و وجهى دگر آنكه،هرچه التماس كردند و اقتراح از آيات و بيّنات بديدند مگر اقتراح عذاب،آن ماند و بس،از جمله آنچه خواستند فى قولهم: اَللّٰهُمَّ إِنْ كٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنٰا حِجٰارَةً مِنَ السَّمٰاءِ أَوِ ائْتِنٰا بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ [٢].
وَ مٰا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاّٰ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ ،آنگه گفت:ما پيغامبران را نفرستاديم الّا تا بشارت دهند و ترساننده باشند.و نصب هر دو بر حال است از مفعول.
آنگه گفت: وَ يُجٰادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ ،و اين كافران به باطل خصومت مىكنند تا حقّى را به باطل كنند به آن جدل.و دحض،ابطال و ازالت باشد،و اصل دحض،زلق باشد،قال طرفه:
ابا [٣]منذر رمت[الو] [٤]فاء فهبته
وحدت كما حاد البعير عن الدّحض
اراد المزلق. وَ اتَّخَذُوا آيٰاتِي ،و آيات و دلالات و بيّنات من كه فروفرستادهام و آنچه ايشان را به آن مىبترسانند آن را سخريّت گرفتهاند.
وَ مَنْ أَظْلَمُ ،آنگه گفت:كيست در همۀ جهان از آن ظالمتر و ستمكارتر كه او
[١] .آط،آج،لب:يضرب.
[٢] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٢.
[٣] .اساس:انا،كه با توجه به نسخۀ قم و ديگر نسخ تصحيح شد.
[٤] .اساس ندارد،از قم افزوده شد.